خرید بک لینک
دانلود کلیپ
سیستم وبلاگدهی
ساخت فروشگاه رایگان
گیفت کارت
پایان نامه دکتری
برج خنک کننده
تور مشهد
ایران
تور مشهد لحظه آخری
دانلود اهنگ
azar خرید جم
طراحی سایت
برج خنک کننده
دانلود فیلم
ژل میکروسیلیس
خرید فیلم و سریال
عکس های خفن
دانلود آهنگ جدید
مانومتر ویکا
ارسال ایمیل انبوه
برج خنک کننده
بازی آنلاین
فایل کده - صفحه 3
 
دانلود پایان نامه احیا و حفاظت از بافت‌های با ارزش تاریخی
دسته بندیمعماری
فرمت فایلdocx
حجم فایل90 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقدمه:

لزوم احیای ارزش‌های بافت‌های تاریخی از دیرباز مورد توجه بوده و کشورهای پیشرفته جهان با اجرای برنامه ها و دستورالعمل‌های خاص، به رونق بافت‌ها و نواحی باارزش قدیمی خود همت گماشته و هویت فرهنگی گذشته خود را دوباره زنده کرده‌اند.

امر احیا و حفاظت از بافت‌های باارزش تاریخی از اجزای پیکره فرهنگی جامعه به شمار می آید و تحقق آن به فعالیتهای فرهنگی مداوم نیاز دارد، زیرا میراث تاریخی تبلور فرهنگ گذشته و صیانت‌ آینده هر جامعه است. در این نوشتار سعی شده تا با تأکید بر بهسازی و مناسب‌سازی محیط‌های شهری طی برنامه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت به نقش سازنده سازمانهای ذیربط اشاره شود، تا با روشن شدن مسئولیت‌های مرتبط و همکاری‌های مستمر آنها کار احیای ارزش های تاریخی (که در این گفتار بیشتر تأکید بر احیا و مرمت بافت‌ها و بناهای باارزش است)، در چارچوب ضوابط و دیوان سالاری متداول و دست و پاگیر دستخوش مشکل و معضل نشود.

بدون شک، نقش و مشارکت مردم در امر بازسازی و احیای ارزش‌ها اهمیت خاصی داشته و بدون مشارکت مردم امر بازسازی موفق نخواهد بود و سرمایه‌گذاری‌های کلانی را طلب می‌کند. چنانچه در امر بازسازی خود مردم شریک و همراه باشند. اجرای برنامه‌ها سریع‌تر به نتیجه می‌رسد، تجربه جهانی نشان می‌دهد که هرچه مردم به ارزش این اثار آگاه باشند در اجرای برنامه ها سریعتر به نتیجه می رسد جهت احیا و نگهداری آن بیشتر می‌کوشند. در واقع، هسته تاریخی شهرها و بافت‌های با ارزش علاوه بر محتویا فرهنگی و معنوی خود به منزله سرمایه‌های عظیم اقتصادی شمرده می‌شوند و در این سرمایه مردم شریک و سهیم اند و مشارکت آنها می‌تواند امر بازسازی را به نتایج چشمگیری هدایت کند.

احیا و هویت بخشیدن به آثار باارزش باعث رونق و پویایی گذشته خواهد شد. لازم است دولت به سرمایه گذاریهای لازم همراه با مشارکت مردم همت گمارده تا ارزش‌های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی دوباره در هسته تاریخی شهرها زنده و فعال شوند. باید گفت که در روند تنوع‌بخشی و تجدید سازمان در این مکان‌ها باید چنان عمل شود که هویت و اصالت آنها از دست نرود. در این مقاله،‌ سعی شده رابطه فرهنگ، میراث تاریخی و احیای ارزش‌های گذشته و تجدید حیات و امر بهسازی مناسب‌سازی محیط و ارزش‌های اقتصادی مورد بحث قرار گیرد.

پیشینه حفاظت آثار تاریخی و میراث فرهنگی به بیش از پانصد سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد داریوش شاه در کتیبه ای از آیندگان می‌خواهد که آنچه را او برجای نهاده است تخریب نکنند. کتیبه‌هایی نیز به عنوان نمونه های دیگر در ستونهای کاخ آپادانا در تخت جمشید، برای اطلاع آیندگان از احوال، حفظ آثار و شرایط فرهنگی و آداب و رسوم و زندگی مردم آن زمان در اعماق دو متری زمین یافت شده است.

در دوران گذشته، اعتقاد و باورهای مردم، نگهداری و حفظ بناها و آثار باارزش را تضمین می کرده است. روشهای گوناگونی در زمینه نگهداری آثار تجربه شده است، یکی از این روش‌ها، فرهنگ وقف است که روش‌ های آن در وقف نامه ها آمده است. نخستین تکلیفی که برای متولی در این وقف‌نامه‌ها منعکس شده، همانا حفاظت، نگهداری و مرمت مورد بحث است.

رابطه فرهنگ و میراث تاریخی

میراث تاریخی، در واقع صورت ظاهری کالبدی فرهنگ است، فرهنگ رکن و اساس هر جامعه پیشرفته را تشکیل می دهد چنان چه فرهنگ در جامعه گسترش یافت، میراث آن نیز حفظ خواهد شد. در صورتی که جامعه ای به اصل پیشرفت فرهنگ آن توجه نداشته باشد، آحاد آن جامعه نمی‌توانند ارزش‌های خود را باور کنند و نگهداری و مرمت و ارزش های بافتها و آثار خود را جدی نمی‌گیرند و اعتقادی هم به آن نخواهند داشت. توجه کشورهای پیشرفته به حفاظت از اثار خود، نشانه رشد فرهنگی و ارج نهادن به میراث کهن و نهایتاً احیا و مرمت آثار باارزش است. در این رهگذر، ارزش های پر دامنه نهفته در بطن میراث فرهنگی کشف می‌شود و آگاهی و رهیافت‌های ارزش‌های علمی و فرهنگی به شناخت این ارزشهای نهفته و پایدار در میراث تاریخ منجر خواهد شد.

به این ترتیب، بهره‌وری فرهنگی کارآمد از فضاهای احیا شده، با توجه به مراتب اجتماعی شهروندان می توانند محیط ها و فضاهای شهری را زنده و پویا کند و جان و روح دوباره در کالبد آنها بدمد. برگشت علاقه و دلبستگی شهروندان به فرهنگ و فضاهای باارزش شهری سبب می‌شود که هویت مکانی و اجتماعی دوباره زنده شود. در این صورت است که با رشد فرهنگ و اعتقاد و باورهای مردم، آمادگی برای احیا و مرمت شتاب می‌گیرد و نوآوری از دل جامعه جوانه خواهد زد. لاجرم، احیا و مرمت توسعه درون شهری در بافت‌های باارزش، به جلب سرمایه و ایجاد تحرک اقتصادی و رویکرد جهانگردان و پژوهشگران به کشور خواهد انجامید.

پیشینه تاریخی

از دهه 1960 ارزش محیط‌های سنتی به گونه‌ای فزاینده در تقابل با محیط‌های نوگرا باز شناخته شد، در این میان، به خصوص شناخت مشخصه‌ها و کیفیت‌های محیط مصنوع و ویژگی‌های فرهنگی و تاریخی آن به خوبی نمایان شد که این توجه، سرانجام به هواداری از حفاظت محیط‌زیست و فعالیت در این حوزه انجامید. در این امتداد گرایش فزاینده‌ای نیز در محدوده‌های زیستگاهی نسبت به مرمت در مقابله با تخریب شکل گرفت.

به واسطه این‌گونه مرمت‌ها در محله‌ها، در کنار پرداختن به مرمت مسکن به جای تخریب از نوساختن آن، بحث های اقتصادی همزمان نیز درگرفت. سیر این تحول تاریخی به این‌جا کشید که ارزش‌های معماری باید حفظ شوند. در هر حال وقتی صحبت از تک بناها مطرح باشد، آنها باید حفظ شوند و چنانچه بر سر هسته کامل بافت‌های باارزش شهری باشد، باید جمله آنها به طور کامل حفاظت و بهسازی شوند. در این ارتباط، کسانی نیز نظیر جان راسکین و ویلیام موریس و هنرمندان و صاحبنظران دیگری، به تشکیل جمعیت حفاظت از بافت‌ها و بناهای تاریخی اقدام کردند، از سوی دیگر، در منشور آتن نیز در نگهداری و صیانت ارزش‌های تاریخی تأکید شده و در پی آن، پایه‌گذاران منشور آتن و کنگره سیام در چارچوب تاکیدها و مفاد منشور آتن، فعالیت و اقدامات مهمی را انجام دادند که از آن جمله می‌شود فعالیت‌ها و نظرهای لکوربوزیه‌ را برشمرد.

احیای ارزش‌ها و جلوه‌های گذشته.

برای احیا و نگهداری ارزش‌های گذشته، باید آنها را شناخت و در فهم ضرایب مستور این‌ جلوه های وصف ناشدنی کوشید، زیرا معماری هر مرز و بومی بی‌گمان پاسخ منطقی و کارکردی به طبیعت و اقلیم آن دیار است. در همه دوره ها آسایش و تضاد مطرح بوده است. حضور عوامل آسایش‌زا در چارچوب معماری،‌ جلوه‌های معمارانه یافته اند معماری از حضور باد برای تأمین آسایش بهره‌ برده است. می‌توان به کمک جلوه‌ها و مشخصه‌های معماری کهن، ویژگی‌های بصوری را به عنوان شاخصه های چشمگیر نام برد. نور، چشم‌انداز، جهت و مقیاس تناسبات جملگی از جلوه‌های شگفت‌انگیز معماری با ارزش گذشته به شمار می‌آیند. جلوه‌هایی که تداوم یافته و روحی در کالبد معماری نامیده‌اند تا جان بگیرد و خلاقیت و هویت وصف ناشدنی خود را تکرار کند. این همان هویت خاص متفاوت معماری ایران است. طبعاً این تفاوت‌ها زاییده نوع ادراک معمار از مسئله و توانایی او در ارایه پاسخ است، وقتی طراح پل خاجو عبور ساده از روی آب را به یک سمفونی فضایی تبدیل می کند. عمق دریافت و توانایی عرضه حداکثر جمال، جلال و کمال در اثر خویش است و جالب این است که این کار را با طعمی ایرانی انجام می‌دهد که از راه غور در ساختمان‌های گوناگون روح و فرهنگ ایرانی مشاهده می‌گردد، غور در ادبیات، مشق چشم با آثار، مأنوس شدن با نواها، تعمق در خلقیات و هر تلاش دیگری که امکان چنین حضوری را فراهم نماید تواند بود. بزرگترین مشخصه معماری ایرانی، ایرانی بودن آن است و برای ایرانی بودن باید عمیقاً و تنها ایرانی بود.

توسعه درون شهری و تجدید حیات

در کشورهای پیشرفته، توسعه درون شهری و احیا و توجه به بافت‌های تاریخی، پیشینه‌ای بس طولانی دارد. در این رهگذر، طرح‌ها و آرای منطقی همیشه وجود داشته و به طور مستمر بحث و نظریه‌های گوناگون ارایه شده است، که زمان، عامل اصلی اجرای این‌گونه اقدامات در ارتباط با طر‌ح‌ها است، و نقش اساسی و مهمی را ایفا می کند. زمان اجرای چنین طرحهایی در بافت‌های قدیمی نباید به درازا کشیده شود، چرا که متوقف شدن کار در چنین محیطهایی به دلسردی و سَرخوردگی مردم و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی در آن می‌انجامد. هرچه کار سریع‌تر به ثمر بنشیند آغاز مراحل بعدی باعث استقبال بیشتر و دلگرمی مردم به امر مشارکت و نوسازی خواهد شد.

تنوع‌بخشی کارکردی و تجدید سازمان در حیات شهری بافت‌های تاریخی باید در زمینه تسهیلات و تنوع پذیری چشم اندازها به مکانی جذاب تبدیل شوند، که در روند آن، بازده سرمایه‌گذاری به طور قطعی تأمین و راه برای برنامه ریزی و استمرار حیات بافتهای تاریخی خود هموار شود.

شناخت عملکردها و کشف و احیای ضرایب مستور در بناها و بافت‌های تاریخی، خود مستلزم دانایی و تحقیق و تجربه ای است که لزوم توجه و آگاهی به آن در بازسازی و نوسازی پروژه‌های مرمتی حائز اهمیت است. بدون شناخت و کشف این اصول، هر گونه تغییری در عملکردها به بیراهه کشاندن فرهنگ و آداب و رسوم، و حیات زندگی گذشتگان است. شناخت ارزش‌های فرهنگی و بررسی ویژگی‌های آن به منظور ملاحظات مرمتی و احیا با حفظ هویت فرهنگی بافت، مستلزم اتخاذ سیاست‌ها و ارایه راه‌حل‌های فراگیر پایدار و مستمر در احیای بافت‌های باارزش است تلاش در جهت احیا در محله‌های تاریخی شهری باید در چارچوب بافت و محیطی حساس صورت پذیرد، تا واکنش های مثبت خود را بروز دهند. در این صورت فرآیندهای حفاظت،‌ صیانت و بهسازی محله‌های تاریخی در روند تجدید حیات خود به محیطی سرزنده و فعال و پویا تبدیل می‌شوند.

تفاهم و هم‌سویی نظرهای مردم و مسئولان به توفیق برنامه‌های مرمتی کمک مؤثری می کنند، اگر این توفیق دست دهد راه برای ادامه مرمت بافت‌های قدیمی شهر و توسعه پایدار آن هموار خواهد شد.

بهسازی و مناسب‌سازی محیط

مهمترین ضرورت توجه به سیمای کالبدی بافت‌های تاریخی،‌ توجه به فرسودگی روزافزون آن است که جلوگیری از تداوم این روند، تدوین برنامه‌ها و طرح‌های ضربتی و عاجلی را طلب می‌کند، تا از تهدیدهای زیست محیطی و نابودی آن جلوگیری شود. هرگاه به سرعت به مناسب‌سازی محیط پرداخته و به شرایط زندگی امروز توجه نشود. محیط های تاریخی و باارزش به فضاهای خالی از سکنه و بی‌روح و بی‌ثمر تبدیل خواهند شد. حاصل این‌گونه بی‌توجهی سوق دادن این محیط در جهت تبدیل آن به محله‌های ناامن،‌ فاسد و خالی از سکنه است. ضرورت‌های اجتماعی محلی در بهسازی بافت قدیم عمدتاً ناشی از تخلیه تدریجی محل از ساکنان قدیمی، و مهاجرت اقشار اجتماعی اصیل مناطق قدیمی و جایگزینی آنها با مهاجرین کم درآمد است که فاقد هر گونه وابستگی به این مناطق هستند. از سوی دیگر، پیشگیری از بروز و گسترش انواع بزهکاریهای اجتماعی و واگذاری بافت‌های قدیمی به فعالیت‌های خاص و رده پایین، باعث کاستن ارزشهای فرهنگی نهفته در آن شده است. بررسی دلایل نارضایتی از زندگی در بافت قدیم، نشان می‌دهد که علت اصلی نامطلوب بودن بافت تاریخی علاوه بر فقدان دسترسی و خدمات لازم و مناسب، وجود و حضور بزهکاران و معتادان نیز از عوامل مهم بوده اند. باید گفت که اقدام به بهسازی در بافت‌های باارزش و واجد پیشینه‌های تاریخی،‌ چنانچه به صورت کلی و همه‌سو نگر در زمینه برنامه‌ریزی سازمان فضایی آن و هم‌گام و هماهنگ با بقیه ارکان پیرامونی‌اش، صورت نگیرد و فقط بصورت مقطعی و موضعی به آن نگریسته شود،‌ به نتیجه جامع و پایداری نخواهد انجامید. بافت قدیم، به صورت زنجیروار با فعالیت ها و عملکردهای همجوارش دمساز است، و از نظام سلسله مراتب عملکردی فضاهای شهری پیروی می کند. در برنامه ریزی احیای بافت‌های قدیمی، باید به دو برنامه کوتاه و بلندمدت توجه کرد. برای احیای بافت قدیمی، اقدام به نگهداری و جلوگیری از تأثیر عوامل فرسایش و ویرانگر آن، در اولویت نخست یا کوتاه‌مدت قرار می‌گیرد. در برنامه های بلند مدت که سیر و روند کار احیا و بازسازی مطابق برنامه‌ها و نیازهای نواحی به فضاهای لازم و ضروری تعیین می شود و سیمای آتی را رقم می زند، بهتر است به صورت محرمانه انجام پذیرد تا با عوامل تخریب‌گر مالکین در جهت ازبین بردن ارزشهای فرهنگی بناها‌ مواجه نشود. سازمان اجرایی محدوده طرح باید در زمینه مسائل حقوقی کلیه سازمان‌ها و تشکیلاتی که مستقیماً با بافت تاریخی ارتباط پیدا می‌کنند، آنها را با برنامه‌های خود مطلع کنند و نمایندگانی از آنها را به منظور همکاری در سیر و روند احیا و نوسازی سهیم و شریک کند. کلیه سازمان‌های دولتی، نظیر وزارت نیرو، مسکن و شهرسازی و شهرداری ها و سایر نیروها را برای به کار انداختن سازوکارهای لازم و کاستن از روند طولانی دیوان سالاری مبتلابه و دست و پاگیر امر توسعه همکاری دعوت کنند.

سیاست‌های فراگیر و مشارکت مردم

بنابراین، برای حفظ و تقویت هویت موجود و مدد رساندن به ایجاد هویتی جدید، ضروری است که شهرها سیاست های فراگیر را برای وجوه حیاتی چشم‌انداز شهری خود تدوین کنند. میراث‌های قدیمی و یادمان گذشته را احیا کنند و در تقویت و نگهداری آنها بکوشند. بناهای تاریخی شهرها یادآور فرهنگ تمدن‌های شهری گذشته‌اند و حفاظت از تک تک بناها یا مجموعه بناهای مهم برای حفظ تداوم بصری و اجتماعی شهرهایمان امری حیاتی است. این میراث عظیم فرهنگی منشاء الهام راهیابی به حل مشکلات بازسازی تاریخی خواهد بود که با شناخت فرهنگ غنی به آنچه که میراث پربها و با ارزش گذشتگان است دسترسی می‌یابیم و با رقه‌های امید و حیات زنده و پویای مجددی را در آنها زنده کنیم. توفیقات و هویت بافتهای تاریخی گذشته را که ماحصل آن ارتباط نزدیک و تفاهم بین مردم، پژوهشگران و مدیریت شهری یا نظام بوده دوباره احیا کنیم. در این مورد ایفای نقش و مشارکت مردم بارز است و به عنوان عامل اصلی حصول موفقیت، در نهایت احیای بافتها و بناهای تاریخی را در پی خواهد داشت. در این راستا، حفاظت و احیای بناها و بافت‌های باارزش قدیمی به کاربری های جدید تبدیل می شود و فعالیت مناسب آنها با حیات جدید و روزمره انطباق پیدا می‌کند.

بی‌گمان احیای بافت و حفاظت از آثار تاریخی، با چشم‌پوشی از این که نحوه مشارکت فعال مردم را طلب می کند. از آنجا که موضوع و مقوله‌ای ملی است، دولت باید کمک‌های ضروری و سرمایه‌گذاری‌های اساسی خود را در این حوزه تحقق بخشد و یارانه‌های لازم را در اختیار این بخش قرار دهد. نمی‌توان از مردم انتظار داشت که تمام هزینه ها را پرداخت کند و این هزینه در واقع باید از محل اعتبارات ملی پرداخت شوند تا بعد از احیا شدن بافت‌های تاریخی، مردم محیط نو و فعال خود را حفظ کنند و در چارچوب چنین روشی است که انگیزه کار و مشارکت مستمر برای مردم میسر می‌شود. در واقع احیای بافتهای قدیمی قدرت متمرکز می‌خواهد که به طور اصولی و منطقی برنامه‌ریزی و طراحی شوند و قدم اول را به عنوان شروع کار بردارد و مقدمات مشارکت و سهیم شدن مردم را در این برنامه‌ها پیشنهاد نماید. و ضمن آگاهی دادن به روشن کردن مسائل و تشویق مردم، انگیزه همکاری و همفکری را در مردم ایجاد نماید.»

می‌دانیم که تنها بافتی که دستاوردهای قرن‌ها معماری و شهرسازی و فرهنگ در آن گنجیده شده بافتهای تاریخی شهرهاست. منطقه تاریخی و بافت‌های باارزش شهرها بسیار در خور توجه و دارای ویژگی خاصی است. این امر گستردگی معیارهای وسیع مداخله در امر حل مشکلات را ترسیم و تعیین می‌کند، که بخشی از آن مشارکت عظیم مردم ساکن را می‌طلبد. تجربه دنیا و کشور ما نیز نشان داده که هرچه مردم ارزش این آثار را عمیق‌تر درک کند کوشند، و هرچه مسئولان با این ارزش‌ها و کیفیت آنها آشناتر باشند و بپذیرند که این ‌هم بخشی از فعالیتهای عمرانی و اسای است، طبعاً در برپایی و نگهداری آن توفیق بیشتری خواهند داشت. افراد با فضاهایی که در آن زندگی می کنند رابطه فرهنگی برقرار می‌کنند. بنابراین، امر احیا و حفاظت پدیده‌ای فرهنگی است و تحقق آن نیاز به فعالیتهای فرهنگی دارد.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


65 نمونه سوال امتحان ریاضی فصل هفتم ریاضی پنجم دبستان ( آمار و احتمال )
دسته بندیریاضی
فرمت فایلpdf
حجم فایل4.493 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

جمع آوری و نمایش داده ها

نمودار ستونی

نمودار خط شکسته

نمودار دایره ای

احتمال

پرتاب تاس

پرتاب سکه

چرخنده

و ...

15 صفحه

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


دانلود کامل پایان نامه رشته پزشکی درباره تصفیه دیافیلتریشن
دسته بندیپزشکی
فرمت فایلdocx
حجم فایل3.136 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقدمه :‌

دیافیلتریشن روشی است که غشاهای فراپلایش (پالایش از لا به لای صافی ای که قادر به گذراندن ذرات بسیار و ریز میکروسکوپی باشد) را برای تغییر، جابجایی یا کم کردن غلظت نمک یا مواد حل شده در محلول که شامل پروتئین ها، پپتیدها، نوکلئیک اسید و مولکولهای دیگر می باشد، مورد اشتباه قرار می دهد. که در این حال با انتخاب صافی‌های غشاء نفوذپذیر (تراوا) را برای جداسازی اجزا محلول بسته به اندازه مولکول به کار می برد. یک غشا فراپالایش مولکول هایی را که بزرگتر از منافذ غشا هستند را در خود نگه می دارد. در حالی که مولکولهای کوچکتر مثل نمک و مواد محلول در آب که قابلیت نفوذپذیری %100 دارند، به راحتی از غشا عبور می دهد. در اینجا ما مفاهیم مربوط به غلظت پروتئینی و دیافیلتریشن را شرح داده و روش های مختلف اجرای دیافیلتریشن و تاثیر آنها روی مراحل زمان، حجم، ثبات و بازیافت را مقایسه می کنیم.ب

غلظت:

مواد محلول از طریق غشایی که به عنوان تغلیظ یا ابقا (حفظ کردن) شناخته شده در محلول حفظ می شود. مواد محلول از درون غشایی می گذرند که صافی یا تراوش نامیده می شود. یک غشاء، براساس خصوصیت دفعش برای نمونه ای که غلیظ می شود، انتخاب می شود. طبق یک قاعده کلی، وزن مولکول برای غشاء (MWCO) باید rd3/1 تا th6/1 وزن طبق، مولکولی باشد که از غشا عبور نمی کند. این یک ابقا کامل است. هر چند MWCO به آن نمونه (محلول) نزدیک تر باشد، تشکیل ضایعات کوچک هم در طول مراحل غلظت بیشتر می شود. میزان جریان غشا (میزان جریان صافی در هر واحد غشا) به اندازه منفذ ارتباط دارد. هر چه اندازه منفذ ها کوچکتر باشد، میزان سرعت جریان غشاء برای همان فشار به کار رفته، کمتر می شود. بنابراین وقتی غشایی برای غلظت/ تصفیه انتخاب می شود باید به عامل زمان در مقابل بازیافت توجه داشت. در بسیاری از کاربردهای بیولوژیکی، عامل بازیابی مهمتر از عامل زمان است. مرحله زمان همیشه می تواند با افزیاش میزان سطح غشا به کار برده، کاهش یابد. شکل 1 نمونه یک محلول غلیظ را نشان می دهد.

در این نمونه غشا تصفیه‌ای مناسبی قرار داده شده که مولکول های بزرگ را در خودنگه می دارد. فشار تا زمانی وارد می شود که نصف حجم محلول از غشا عبور کند. مولکولهای بزرگ در نصف حجم اصلی (محلول غلیظ) باقی می مانند که در این بخش نصف مولکول های نمک هم قرار دارند. تصفیه، نصف دیگر مولکول های نمک را در بر می گیرد و شامل هیچکدام از مولکولهای بزرگ نمی شود. بنابراین، مولکول های بزرگ به عنوان مایع غلیظ می شوند و نمک خارج می شود. مولکول های نمک به تناسب حجم در غلظت، ثابت می ماند پس قدرت یونی محلول غلیظ شده نسبتاً ثابت باقی می ماند. قدرت یونی محلول غلیظ می تواند با «شستن» نمک باقیمانده کاهش یابد. این مرحله تصفیه نامیده می شود. مرحله رقیق سازی هم بسیار مهم است که بعد از مرحله غلظت، انجام می شود. در حالی که صافی خارج می شود، آب هم اضافه می شود اگر محلول شستشو، به جای آب، بافر دیگری باشد، نمک بافر جدید در نمک اولیه موجود در نمونه، جابجا خواهد شد.

تصفیه ناپیوسته- رقیق سازی مداوم (پی در پی):

در این روش ابتدا نمونه را با آب بافر دیگر، به حجم از پیش تعیین شده، رقیق می کنند. سپس نمونه رقیق شده با فراپالایش، غلیظ شده و به حجم اصلی اش بر می گردد. این مرحله آن قدر تکرار می شود تا زمانی که نمک، مواد حلال در محلول یا مولکول های کوچکتر خارج شوند. با هر مرحله رقیق سازی مداوم، مولکول های کوچک بیشتری خارج می شوند. همان طور که در شکل 2 نشان داده شده این نمونه معمولا با یک حجم مشخصی از بافر رقیق می شود (1DV). در صورتی که مخزن به اندازه کل حجم جا داشته باشد متناوباً چندین عامل ممکن است میزان جریان صافی را افزایش دهد.

تصفیه ناپیوسته- کاهش حجم:

در این روش ابتدا نمونه با یک حجم از پیسش تعیین شده غلیظ می شود و سپس محلول رقیق شده با آب یا بافر دیگری به حجم اصلی اش بر می گردد. این عمل آنقدر تکرار می شود تا نمک، مواد حلال در محلول و مولکول های ریز خارج شوند. با هر مرحله غلیظ سازی و رقیق سازی مولکول های ریز بیشتری خارج می شوند. (شکل 3)

بعد از اینکه آخرین محلول بافر برای تکمیل مرحله رقیق سازی اضافه شد، نمونه ممکن است قبل از تجزیه یا مرحله بعدی تصفیه غلیظ شود. آخرین محلول به دست آمده بعد از تصفیه با هر روشی (کاهش حجم ناپیوسته x2 یا رقیق سازی مداوم) به اندازه همان حجم و غلظت شروع رقیق سازی است. غلظت نمک به طور مساوی در هر دو نمونه کاهش می یابد. هرچند حجم تصفیه بافر که با روش کاهش حجم به کار می رود نصف آن حجمی است که در رقیق سازی مداوم به کار می رود. این به خاطر، غلظت اولیه‌ای است که حجم را تا نصف کاهش می دهد. حجم تصفیه برابر با حجمی است که رقیق سازی انجام می گیرد بنابراین، نصف حجم نیاز می باشد. با این مورد به نظر می رسد که غلیظ سازی قبل از رقیق سازی با هر دو روش (تصفیه ناپیوسته یا تصفیه با حجم ثابت) باید حجم تصفیه بافر مورد نیاز را کاهش داده و زمان را هم حفظ کند. (هدر ندهد در بیشتر موارد این حالت اتفاق می افتد. عاملی که ما آن را محاسبه نکردیم، سرعت جریان صافی است، که برابر با مرحله زمان است. همان طور که محلول تولید شده غلیظ میشود چسبندگی افزایش یافته و سرعت جریان صافی هم کاهش می یابد. سرعت جریان صافی عکس سرعت غلظت است.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


بررسی تأثیر تابش اشعه لیزر كم توان بر وزوز و شاخصه‌های آزمون الكتروكوكلئوگرافی و آزمون گسیلهای صوتی گوش
دسته بندیپزشکی
فرمت فایلdocx
حجم فایل2.15 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

متدو روشها:

پژوهش حاضر بر روی 5 فرد مبتلا به وزوز ناشی از ضربه صوتی صورت گرفت. 3 نفر از بیماران وزوز یكطرفه و 2 نفر دارای وزوز دوطرفه بودند كه مجموعاً 7 گوش تحت درمان با اشعه لیزر كم توان قرار گرفت.

بیماران قبل از دوره درمان، مورد آزمایشات ادیومتری تون خالص و ادیومتری ایمیتانس قرار می گرفتند و در صورت لزوم جهت رد ضایعات فضاگیر، آزمایشات تكمیلی شامل MRI و ABR انجام می‌شد. ارزیابی وزوز بیماران شامل آزمون تطابق بلندی وزوز و تعیین زیر و بمی وزوز در آنها صورت گرفت. و پرسشنامه‌ای جهت بررسی میزان بلندی ذهنی وزوز و میزان آزاردهندگی وزوز بر حسب معیار دیداری- قیاسی- تكمیل می‌گردید. جهت پایش تغییرات احتمالی میكرومكانیكهای حلزونی آزمایشات الكتروكوكلئوگرافی ثبت می‌گردید. در این آزمون، سطح آستانه پتانسیل عمل مركب (CAP)، دامنه CAP و زمان نهفتگی CAP[1] و نسبت دامنه پتانسیل تجمعی به پتانسیل عمل (Sp/AP) ثبت گردید.

آزمون گسیلهای صوتی ناشی از اعوجاج (DPOAE) به صورت رسم Dp-gram در دو سطح شدتی و ثبت می‌گردید.

این آزمایشات قبل و بعد از تابش اشعه لیزر كم توان صورت می‌گرفت در هر فرد حدود 12-10 جلسه لیزر درمانی به صورت 2 جلسه در هفته صورت می‌گرفت و در هر جلسه در گوش مبتلا به وزوز، تابش اشعه لیزر كم توان با توان m.w200 به مدت حدود 42 دقیقه صورت می‌گرفت. حدود J180 انرژی از طریق تابش به زائده ماستوئید و حدود J 90 انرژی از طریق تابش به مجرای خارجی گوش صورت می‌گرفت.

نتایج:

در این پژوهش، برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از آزمون Parred t-test و آزمون Willcoxon استفاده گردید. تطابق بلندی وزوز قبل و بعد از لیزر درمانی تفاوت آماری معناداری نشان داد. میزان بلندی ذهنی وزوز و میزان آزاردهندگی ذهنی در مبتلایان به وزوز كاهش یافت( ما بدلیل محدویت تعداد نمونه‌ها، اختلاف آماری معناداری را نشان نداد هیچكدام از شاخصه‌های آزمون الكتروكوكلئوگرافی، شامل آستانه CAP، دامنه CAP، زمان نهفتگی CAP و نسبت دامنه SP/AP در مراحل ارزیابی قبل و بعد از تابش اشعه لیزری، از نظر آماری اختلاف معنادرای نشان ندادند.

آزمون DDOAE در سطح شدت ، در تمام بیماران مقادیر منفی و كوچكی را قبل و بعد از تابش اشعه لیزر كم توان نشان داد.

در سطح شدت در سه نقطه قبل و بعد از لیزردرمانی اندازه گیری گردید. نقطه و اختلاف آماری معناداری را نشان داد. بعد از تابش اشعه لیزر، كاهش دامنه در این نقاط دیده می شد.

بحث:

در این پژوهش، نیز در مورد تطابق میزان بلندی وزوز، شاهد اختلاف معناداری بودیم كه در نتیجه محققان Prochatka و همكاران (2000)، كه در بررسی تأثیر لیزر كم توان m.w200 و داروی Egb761 به 26% بهبودی كامل و 36% بهبودی بیشتر از 50% می یافتند.

Hahn.A و همكاران در سال 2001، در مطالعه ای بر روی 200 بیمار، در بررسی تأثیر لیزر كم توان و درمان دارویی EGb761 به 26% بهبودی كامل و 43% بهبودی بیش از 50% دست یافتند. كه لیزر با توان m.w300 را استفاده نموده بودند. این محققین تأثیر تركیبی دارو و لیزر كم توان را بررسی نمودند.

Nakashima و همكاران (2002) در بررسی تأثیر لیزر كم توان m.w60 را در درمان وزوز به كار بردند و به تفاوت آماری معناداری در نتایج ارزیابی وزوز و DPOAE دست نیافتند. گزارش نمودند كه درمان لیزری m.w 60 را جهت كنترل وزوز مؤثر نمی باشد.


پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


دانلود پایان نامه کارشناسی با موضوع طیف نگاری UV, FTIR, IR
دسته بندیپزشکی
فرمت فایلdocx
حجم فایل75 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

طیف نگاری UV, FTIR, IR

موضوعات مورد بررسی در این سمینار، خصوصیات پرتوهای IR,UV و وسایل طیف نگاری است و همچنین كاربرد این پرتوها به عنوان آنالیز سطوح بر روی مواد می باشد.

فصل 1

1-1) خصوصیات و ویژگی های پرتو UV (وراء بنفش)

اشعه واراء بنفش بدسته ای از امواج الكترو مغناطیس اطلاق می شود كه پس از طیف مرئی قرار گرفته و طول موج آن بین A3900-1800 ( و یا 39/0 مو و 0144/0 مو) می باشد. این اشعه قابل رویت نیست ولی از روی خاصیت شیمیایی آن می توان به وجودش پی برد حد اخیر قرار دادی است چون بین اشعه وراء بنفش واشعه ایكس از لحاظ خواص فیزیكی حد فاصل مشخص و واضحی وجود ندارد.

طبق توصیه كنگره كپنهاك (سال 1932) اشعه UV را به سه منطقه تقسیم می كنند.

1-وراء بنفش با طول موج بلند یا وراء بنفش A-این اشعه بین طول موجهای 39/0 و 315/0 مو قرار دارند. نسبت این اشعه در نور آفتاب، قوس الكتریكی ذغال و چراغهای الكتریكی معمولی زیاد است. از نظر بیولوژیك تولید اریتم نمی كند مگر اینكه تابش شدید و طولانی باشد.

2- وراء بنفش با طول موج متوسط یاوراء بنفش B- كه بین طول موجهای 315/0 مو و 28/0 مو واقع شده اند. این اشعه در نور چراغ، بخار جیوه و قوس های الكتریكی با الكترودهای فلزی وجود دارد. تاثیر آنها در پوست شدید است و زودتر از وراء بنفش A، اریتم تولید می كند. پس از برطرف شدن اریتم، به علت پیگمانتاسیون شدید تا مدتی پوست تیره می ماند.

3-وراء بنفش با طول موج كوتاه و یا وراء بنفش C كه شامل طول موج های كوتاهتر از 28/0 مو می باشد و فقط درقوس الكتریكی جیوه وجود دارد. خواص شیمیایی آن خیلی شدید است ولی چون در طبقات سطحی پوست جذب می شود، اریتم و تیرگی پوست در آن خفیف است. اما اثر میكروب كشی آن (باكتریها و مخمرها و غیره) بسیار شدید می باشد.

جذب اشعه وراء بنفش- از شیشه معمولی فقط اشعه وراء بنفش A عبورمیكند در صنعت، شیشه هائی با تركیبات مخصوص می سازند كه تا طول موج 26/0 مو یعنی وراء بنفش A و B و قسمتی ازC نیز ازآنها می گذرد.

آب خالص برای اشعه وراء بنفش شفاف ترین مایعات است وطبقات نازك آن امواج بلندتر از 2/0 مو را از خود عبور می دهند

آلبومین ها بر حسب فرمول شیمیایی خود، طول موج‏های مختلفی را عبور می دهند و دارای نوارهای جذبی مخصوصی هستند كه به تركیب شیمیایی آنها بستگی دارد.

گازها معمولاً برای اشعه برای اشعه وراء بنفش شفاف هستند و طول موجهای بلندتر از 18/0 مو از طبقات نازك هوا بخوبی می گذرند.

اندازه گیری اشعه وراءبنفش

اساس اندازه گیری اشعه وراء بنفش متكی بر خواص فیزیكی و شیمیایی است.

اسباب هائیكه برای اندازه گیری اشعه وراء بنفش وجود داردكه اكتی نومتر (Actinomre) نامیده می شود و به سه دسته تقسیم می گردد.

1-پیل ترموالكتریك

2-اكتی نومتر فیزیكی

3-اكتی نومتر شیمیایی

  • پیل ترمو الكتریك – اندازه گیری انرژی اشعه مانند اندازه گیری طیف مرئی واشعه زیر قرمز می باشد بدین معنی كه جسمی را كه كلیه اشعه را جذب می كند در معرض تابش اشعه قرار داده و حرارت حاصل را اندازه گیری می كنند.

در عمل این روش در پزشكی نتایج دقیق نمی دهد زیرا اغلب مقدار اشعه وارء بنفش خیلی كم است درصورتیكه اثر بیولوژیكی آن از اشعه مرئی زیر قرمز زیادتر و مهمتر است. برای اینكه شدت اشعه وراءبنفش به تنهایی اندازه گیری شود كافی است كه ابتدا شدت تمام اشعه منبع نورانی را اندازه گیری نمود و سپس به كمك صافیهای مناسب كه كلیه اشعه وراء بنفش راجذب می نماید، اندازه گیری را تكراركرد. تفاضل این دو مقدار اشعه وراء بنفش را نشان می دهد.

2-اكتی نومتر فیزیكی – مهمترین این نوع اكتی نومترها، سلول فوتو الكتریك است كه تشكیل شده از یك حباب از جنس كوارتز كه به خوبی تخلیه شده است و شامل دو الكترود می باشد. كاتد تشكیل شده از یك رسوب فلزی نازك كه جدار داخلی حباب به غیر از قسمت كوچكی را كه برای ورود نور است می پوشاند. آند در داخل حباب بوده و از یك حلقه فلزی ساخته شده است. هر گاه بین دو الكترود اختلاف سطحی در حدود صد ولت برقرار نماییم به شرطی كه قطب منفی به رسوب فلزی متصل باشد، و سلول در تاریكی باشد جریانی نمی گذرد ولی اگر به رسوب نور بتابانیم از آن الكترود جدا شده و جریانی كه شدت آن متناسب با شدت نورتابنده است برقرار می شود. بایاد دانست كه شدت این جریان معمولاً خیلی كم است (در حدود میكرو آمپر) و باید آنرا بوسیله لامپ های سه قطبی تقویت نمود.

برای افزایش حساسیت سلول داخل آنرا از گاز بی اثری با فشار كم پر می كنند حساسیت سلول فوتو الكتریك بستگی به جنس فلز داخل حباب كه مورد تابش نور قرار می گیرد، دارد.

امروزه كادمیوم بیش از همه فلزات در اكتی نومترهای بیولوژیك به كار می رود زیرا این فلز فقط به اشعه وارء بنفش حساس است.

3-اكتی نومتر شیمیایی-املاح نقره در اثر تابش اشعه وراء بنفش احیاء می شود و چون نقره آن آزاد می گردد املاح سیاه رنگ می شود.

اكتی نومتری فوق، اكتی نومتر بوردیه (Bordier) است كه محلول فرو سیانور پتاسیم در نتیجه تابش اشعه وراء بنفش رنگ زرد مایل به آجری پیدا می كند و شدت این رنگ با مقدار اشعه وراء بنفش بستگی دارد. برای این اندازه گیری نوارهای كاغذی را به محلول 20 درصد فرو سیانور دو پتاسیم آغشته می كنند و پس از خشك شدن در معرض تابش اشعه وراء بنفش قرار میدهند. پس از مقایسه این نوار كاغذی كه رنگین شده است با یك سری نمونه هائیكه قبلاً تهیه و اندازه گیری شده به مقدار تابش اشعه وراء بنفش پی می برند.

خواص فیزیكی و شیمیایی اشعه وراء بنفش

گذشته از خواص مشتركی كه هر اشعه ای دارد و پس از جذب در جسم تبدیل به حرارت میشود اشعه وراء بنفش سه خاصیت مهم دیگر نیز دارد.

1-خاصیت فوتوالكتریك

2-خاصیت فلوئورسانس

3-خاصیت فوتو شیمیایی

1-خاصیت فوتو الكتریك اگر اشعه وراء بنفش به فلزات بتابد از آنها الكترون جدا می كند ولی جدا شدن الكترون در كلیه فلزات به یك اندازه نیست و حساسیت كادمیوم بیش از همه است. مقدار الكترونی كه از فلز جدا می شود متناسب با مقدار انرژی اشعه ایست كه به آن می تابد.

2-خاصیت فلوئورسانس- اگر درمقابل اشعه وراء بنفش اجسامی از قبیل كچ و Colophane و محلول سالیسیلات دو سود و غیره قرار دهند ملاحظه می شود كه هر یك به نسبت جذب اشعه به رنگ های مختلف درخشندگی پیدا می كنند. امروزه تحقیقات زیادی درباره فلوئور سانس بافت های سالم و بیمار دراثر تابش این اشعه نموده اند كه نتایج مهمی در تشخیص بعضی از بیماریهای پوستی و حتی نسوج سرطانی داشته است. دندانهای سالم در اثر تابش اشعه وراء بنفش (33/0 تا 38/0 مو) رنگ آبی زیبایی پیدا می كند. در صورتیكه دندانهای مرده بدون تغییر رنگ وتاریك باقی می ماند همچنین جلیدیه سالم كه در اثر آب مروارید استحاله نیافته باشد فلوئور سانس آبی ایجاد می كند.

اشعه وراء بنفش به برخی اجسام خاصیت فسفر سانس داده و سبب یونیزاسیون گازها و تخلیه الكتریكی خازنها می شود.(1)

3-خاصیت فوتو شیمیایی – اشعه وراء بنفش باعث فعل و انفعالات شیمیایی می شود و این خاصیت در اشعه با موج كوتاه (3/0 مو) شدید تر است.

منابع طبیعی و مصنوعی اشعه وراء بنفش

تنها منبع طبیعی اشعه وراء بنفش خورشید است ولی طیف نور خورشید طول موجهای كمتر از 2900 انگستروم ندارد زیرا قبل از رسیدن به زمین در جو صاف می شود و این خود وسیله ای برای حفاظت از خطرات اشعه وراء بنفش می باشد.

همانطور كه گفته شد، مناسب ترین وسهل ترین وسیله تولید اشعه وراء بنفش استفاده از چراغهای بخارجیوه است كه با مصرف كم انرژی الكتریكی مقدار نسبتا زیادی اشعه وراء بنفش تولیدمی كند كه تا وقتی كه چراغ روشن است نورمهتابی از خود پخش می كند كه حاوی مقداری اشعه وراء بنفش است. معمولا این نوع چراغها را داخل نور افكن قرارمی دهند تا اشعه وراء بنفش رادرناحیه مورد درمان متمركز كنند ضمنا قوس الكتریكی بین دو قطعه ذغالی یاجرقه الكتریكی بین دو قطعه فلزی نیز مثل طیف خورشید یك طیف پیوسته است كه شامل اشعه وراء بنفش با طول موج 2700 انگستروم می باشد.

خواص و اثرات بیولوژیك اشعه وراء بنفش (1)

این اشعه در بدن دارای اثرات موضعی و عمومی است. اثر عمومی اشعه در حقیقت نتیجه اثرموضعی آن در پوست است.

اثرات مرئی و موضعی اشعه وراء بنفش دربدن عبارتند از:

اریتم – اریتم یا سرخی پوست كه متعاقب تابش اشعه به بدن ایجاد می شود بستگی به مقدار و طول موج اشعه تابنده دارد و موثرین طول موج در تولید اریتم طول موج 2967 انگستروم است. این دسته اشعه كه از نظر بیولوژی فوق العاده موثر است و حداقل طول موج آن 2800 انگستروم می باشد به اشعه دورنو Dorno معروف است.

شدت سرخی پوست بر حسب مقدار اشعه تابنده متفاوت است، تابش مقداركم اشعه فقط باعث سرخی پوست می شود كه پس از یك دوره نهفته چند ساعته ظاهر می گردد ولی تابش مقدار زیاد آن سبب تاول و ورم پوست شده و اگر مقدار آن خیلی زیاد باشد سوختگی شدید تولید می كند.

علت اریتم اتسااع رگ های موئین درنتیجه آزاد شدن مواد مشابه هیستامین در اپیدرم است. بدین ترتیب كه تابش اشعه وراء بنفش به بدن و نفوذ آن در طبقات سطحی جلد باعث می شود كه هیسترین موجود درسلولهای پوست تبدیل به هیستامین شود. اثر تسكینی اشعه وراء بنفش دردردهای عصبی نیز نتیجه تاثیر هیستامین است.

تیرگی پوست- متعاقب اریتم تیرگی در پوست ایجاد میشود ولی تیرگی بوسیله اشعه ای كه طور موج آ“ بین 3000 تا 3600 انگسترم است بسیار رایج است

بنابراین طیف نور خورشید كه از حیث اشعه دورنو فقیر است و می تواند تیرگی شدید در پوست ایجاد كند. تكرار تابش اشعه سبب كم شدن حساسیت پوست نسبت به اشعه می گردد بطوری كه برای ایجاد تیرگی باید به تدریج بر مقدار اشعه افزود و از خواص مهم دیگر اشعه وراء بنفش، عوارض قسمت قدامی چشم می باشد.

موارداستعال درمانی اشعه وارء بنفش

یكی از مهمترین اثرات عمومی این اشعه در تبادلات غذایی، بهتر جذب شدن مواد پروتئین، كاهش قند خون و از همه مهمتر تاثیر در تبادلات كلسیم و فسفر است.

افزایش كلیسم و فسفر خون بیماران مبتلا به تتانی و راشیتیسم پس از تابش اشعه وراء بنفش دورنو نشان می دهد كه همراه افزایش كلسیم و فسفر خون مقدار ویتامین D نیز در بدن بالا می رود و بطوریكه ترقی كلیسم و فسفر خون را باید نتیجه تولید ویتامین D دانست.

اشعه وراء بنفش در تعداد گلبولهای قرمز و هموگلوبین خون در دوره سلامتی تغییری نمی دهد ولی در مواقع كم خونی اثر محسوسی در بالابردن مقدار هموگلوبین و عده گلبولهای قرمز خود دارد.

مقاومت عمومی بدن در برابر بیماریهای عفونی پس از درمان با اشعه وراء بنفش زیاد می شود زیرا پوست در ساختن موادیكه موثر در ازدیاد مقاومت هستند، سهم عمده دارند.

اشعه وراء بنفش در درمان زخم‏های دیر التیام نتیجه مطلوب می دهد و این عمل به علت خاصیت باكتریو استاتیك و افزایش گرردش موضعی خون است.

اشعه وراء بنفش بین طول موجهای 4/0 و 2/0 مو خاصیت میكروب كشی واضحی دارد كه حداكثر آن برای طول موجهای بین 25/0 و 28/0 مو می باشد.از خاصیت میكروب كشی اشعه وراء بنفش در پزشكی زیاد استفاده می كنند و ضد عفونی كردن هوای اطاقهای محروم از نور آفتاب و اطاق عمل و مكانهای سر بسته لامپ مولد اشعه را مدتی روشن می نمایند تا اكسیژن هوا به ازن كه ضد عفونی كننده قوی است تبدیل گردد. در این موارد بیشتر از لامپی كه اشعه با طول مو 25/0 مو ایجاد می نماید استفاده می شود.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


دانلود کامل پایان نامه کارشناسی با موضوع سیمان استخوان
دسته بندیپزشکی
فرمت فایلdocx
حجم فایل61 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

موضوعات مورد بررسی در این سمینار، خصوصیات پرتوهای IR,UV و وسایل طیف نگاری است و همچنین کاربرد این پرتوها به عنوان آنالیز سطوح بر روی مواد می باشد.

فصل 1

1-1) خصوصیات و ویژگی های پرتو UV (وراء بنفش)

اشعه واراء بنفش بدسته ای از امواج الکترو مغناطیس اطلاق می شود که پس از طیف مرئی قرار گرفته و طول موج آن بین A3900-1800 ( و یا 39/0 مو و 0144/0 مو) می باشد. این اشعه قابل رویت نیست ولی از روی خاصیت شیمیایی آن می توان به وجودش پی برد حد اخیر قرار دادی است چون بین اشعه وراء بنفش واشعه ایکس از لحاظ خواص فیزیکی حد فاصل مشخص و واضحی وجود ندارد.

طبق توصیه کنگره کپنهاک (سال 1932) اشعه UV را به سه منطقه تقسیم می کنند.

1-وراء بنفش با طول موج بلند یا وراء بنفش A-این اشعه بین طول موجهای 39/0 و 315/0 مو قرار دارند. نسبت این اشعه در نور آفتاب، قوس الکتریکی ذغال و چراغهای الکتریکی معمولی زیاد است. از نظر بیولوژیک تولید اریتم نمی کند مگر اینکه تابش شدید و طولانی باشد.

2- وراء بنفش با طول موج متوسط یاوراء بنفش B- که بین طول موجهای 315/0 مو و 28/0 مو واقع شده اند. این اشعه در نور چراغ، بخار جیوه و قوس های الکتریکی با الکترودهای فلزی وجود دارد. تاثیر آنها در پوست شدید است و زودتر از وراء بنفش A، اریتم تولید می کند. پس از برطرف شدن اریتم، به علت پیگمانتاسیون شدید تا مدتی پوست تیره می ماند.

3-وراء بنفش با طول موج کوتاه و یا وراء بنفش C که شامل طول موج های کوتاهتر از 28/0 مو می باشد و فقط درقوس الکتریکی جیوه وجود دارد. خواص شیمیایی آن خیلی شدید است ولی چون در طبقات سطحی پوست جذب می شود، اریتم و تیرگی پوست در آن خفیف است. اما اثر میکروب کشی آن (باکتریها و مخمرها و غیره) بسیار شدید می باشد.

جذب اشعه وراء بنفش- از شیشه معمولی فقط اشعه وراء بنفش A عبورمیکند در صنعت، شیشه هائی با ترکیبات مخصوص می سازند که تا طول موج 26/0 مو یعنی وراء بنفش A و B و قسمتی ازC نیز ازآنها می گذرد.

آب خالص برای اشعه وراء بنفش شفاف ترین مایعات است وطبقات نازک آن امواج بلندتر از 2/0 مو را از خود عبور می دهند

آلبومین ها بر حسب فرمول شیمیایی خود، طول موج‏های مختلفی را عبور می دهند و دارای نوارهای جذبی مخصوصی هستند که به ترکیب شیمیایی آنها بستگی دارد.

گازها معمولاً برای اشعه برای اشعه وراء بنفش شفاف هستند و طول موجهای بلندتر از 18/0 مو از طبقات نازک هوا بخوبی می گذرند.

اندازه گیری اشعه وراءبنفش

اساس اندازه گیری اشعه وراء بنفش متکی بر خواص فیزیکی و شیمیایی است.

اسباب هائیکه برای اندازه گیری اشعه وراء بنفش وجود داردکه اکتی نومتر (Actinomre) نامیده می شود و به سه دسته تقسیم می گردد.

1-پیل ترموالکتریک

2-اکتی نومتر فیزیکی

3-اکتی نومتر شیمیایی

  • پیل ترمو الکتریک – اندازه گیری انرژی اشعه مانند اندازه گیری طیف مرئی واشعه زیر قرمز می باشد بدین معنی که جسمی را که کلیه اشعه را جذب می کند در معرض تابش اشعه قرار داده و حرارت حاصل را اندازه گیری می کنند.

در عمل این روش در پزشکی نتایج دقیق نمی دهد زیرا اغلب مقدار اشعه وارء بنفش خیلی کم است درصورتیکه اثر بیولوژیکی آن از اشعه مرئی زیر قرمز زیادتر و مهمتر است. برای اینکه شدت اشعه وراءبنفش به تنهایی اندازه گیری شود کافی است که ابتدا شدت تمام اشعه منبع نورانی را اندازه گیری نمود و سپس به کمک صافیهای مناسب که کلیه اشعه وراء بنفش راجذب می نماید، اندازه گیری را تکرارکرد. تفاضل این دو مقدار اشعه وراء بنفش را نشان می دهد.

2-اکتی نومتر فیزیکی – مهمترین این نوع اکتی نومترها، سلول فوتو الکتریک است که تشکیل شده از یک حباب از جنس کوارتز که به خوبی تخلیه شده است و شامل دو الکترود می باشد. کاتد تشکیل شده از یک رسوب فلزی نازک که جدار داخلی حباب به غیر از قسمت کوچکی را که برای ورود نور است می پوشاند. آند در داخل حباب بوده و از یک حلقه فلزی ساخته شده است. هر گاه بین دو الکترود اختلاف سطحی در حدود صد ولت برقرار نماییم به شرطی که قطب منفی به رسوب فلزی متصل باشد، و سلول در تاریکی باشد جریانی نمی گذرد ولی اگر به رسوب نور بتابانیم از آن الکترود جدا شده و جریانی که شدت آن متناسب با شدت نورتابنده است برقرار می شود. بایاد دانست که شدت این جریان معمولاً خیلی کم است (در حدود میکرو آمپر) و باید آنرا بوسیله لامپ های سه قطبی تقویت نمود.

برای افزایش حساسیت سلول داخل آنرا از گاز بی اثری با فشار کم پر می کنند حساسیت سلول فوتو الکتریک بستگی به جنس فلز داخل حباب که مورد تابش نور قرار می گیرد، دارد.

امروزه کادمیوم بیش از همه فلزات در اکتی نومترهای بیولوژیک به کار می رود زیرا این فلز فقط به اشعه وارء بنفش حساس است.

3-اکتی نومتر شیمیایی-املاح نقره در اثر تابش اشعه وراء بنفش احیاء می شود و چون نقره آن آزاد می گردد املاح سیاه رنگ می شود.

اکتی نومتری فوق، اکتی نومتر بوردیه (Bordier) است که محلول فرو سیانور پتاسیم در نتیجه تابش اشعه وراء بنفش رنگ زرد مایل به آجری پیدا می کند و شدت این رنگ با مقدار اشعه وراء بنفش بستگی دارد. برای این اندازه گیری نوارهای کاغذی را به محلول 20 درصد فرو سیانور دو پتاسیم آغشته می کنند و پس از خشک شدن در معرض تابش اشعه وراء بنفش قرار میدهند. پس از مقایسه این نوار کاغذی که رنگین شده است با یک سری نمونه هائیکه قبلاً تهیه و اندازه گیری شده به مقدار تابش اشعه وراء بنفش پی می برند.

خواص فیزیکی و شیمیایی اشعه وراء بنفش

گذشته از خواص مشترکی که هر اشعه ای دارد و پس از جذب در جسم تبدیل به حرارت میشود اشعه وراء بنفش سه خاصیت مهم دیگر نیز دارد.

1-خاصیت فوتوالکتریک

2-خاصیت فلوئورسانس

3-خاصیت فوتو شیمیایی

1-خاصیت فوتو الکتریک اگر اشعه وراء بنفش به فلزات بتابد از آنها الکترون جدا می کند ولی جدا شدن الکترون در کلیه فلزات به یک اندازه نیست و حساسیت کادمیوم بیش از همه است. مقدار الکترونی که از فلز جدا می شود متناسب با مقدار انرژی اشعه ایست که به آن می تابد.

2-خاصیت فلوئورسانس- اگر درمقابل اشعه وراء بنفش اجسامی از قبیل کچ و Colophane و محلول سالیسیلات دو سود و غیره قرار دهند ملاحظه می شود که هر یک به نسبت جذب اشعه به رنگ های مختلف درخشندگی پیدا می کنند. امروزه تحقیقات زیادی درباره فلوئور سانس بافت های سالم و بیمار دراثر تابش این اشعه نموده اند که نتایج مهمی در تشخیص بعضی از بیماریهای پوستی و حتی نسوج سرطانی داشته است. دندانهای سالم در اثر تابش اشعه وراء بنفش (33/0 تا 38/0 مو) رنگ آبی زیبایی پیدا می کند. در صورتیکه دندانهای مرده بدون تغییر رنگ وتاریک باقی می ماند همچنین جلیدیه سالم که در اثر آب مروارید استحاله نیافته باشد فلوئور سانس آبی ایجاد می کند.

اشعه وراء بنفش به برخی اجسام خاصیت فسفر سانس داده و سبب یونیزاسیون گازها و تخلیه الکتریکی خازنها می شود.(1)

3-خاصیت فوتو شیمیایی – اشعه وراء بنفش باعث فعل و انفعالات شیمیایی می شود و این خاصیت در اشعه با موج کوتاه (3/0 مو) شدید تر است.

منابع طبیعی و مصنوعی اشعه وراء بنفش

تنها منبع طبیعی اشعه وراء بنفش خورشید است ولی طیف نور خورشید طول موجهای کمتر از 2900 انگستروم ندارد زیرا قبل از رسیدن به زمین در جو صاف می شود و این خود وسیله ای برای حفاظت از خطرات اشعه وراء بنفش می باشد.

همانطور که گفته شد، مناسب ترین وسهل ترین وسیله تولید اشعه وراء بنفش استفاده از چراغهای بخارجیوه است که با مصرف کم انرژی الکتریکی مقدار نسبتا زیادی اشعه وراء بنفش تولیدمی کند که تا وقتی که چراغ روشن است نورمهتابی از خود پخش می کند که حاوی مقداری اشعه وراء بنفش است. معمولا این نوع چراغها را داخل نور افکن قرارمی دهند تا اشعه وراء بنفش رادرناحیه مورد درمان متمرکز کنند ضمنا قوس الکتریکی بین دو قطعه ذغالی یاجرقه الکتریکی بین دو قطعه فلزی نیز مثل طیف خورشید یک طیف پیوسته است که شامل اشعه وراء بنفش با طول موج 2700 انگستروم می باشد.

خواص و اثرات بیولوژیک اشعه وراء بنفش (1)

این اشعه در بدن دارای اثرات موضعی و عمومی است. اثر عمومی اشعه در حقیقت نتیجه اثرموضعی آن در پوست است.

اثرات مرئی و موضعی اشعه وراء بنفش دربدن عبارتند از:

اریتم – اریتم یا سرخی پوست که متعاقب تابش اشعه به بدن ایجاد می شود بستگی به مقدار و طول موج اشعه تابنده دارد و موثرین طول موج در تولید اریتم طول موج 2967 انگستروم است. این دسته اشعه که از نظر بیولوژی فوق العاده موثر است و حداقل طول موج آن 2800 انگستروم می باشد به اشعه دورنو Dorno معروف است.

شدت سرخی پوست بر حسب مقدار اشعه تابنده متفاوت است، تابش مقدارکم اشعه فقط باعث سرخی پوست می شود که پس از یک دوره نهفته چند ساعته ظاهر می گردد ولی تابش مقدار زیاد آن سبب تاول و ورم پوست شده و اگر مقدار آن خیلی زیاد باشد سوختگی شدید تولید می کند.

علت اریتم اتسااع رگ های موئین درنتیجه آزاد شدن مواد مشابه هیستامین در اپیدرم است. بدین ترتیب که تابش اشعه وراء بنفش به بدن و نفوذ آن در طبقات سطحی جلد باعث می شود که هیسترین موجود درسلولهای پوست تبدیل به هیستامین شود. اثر تسکینی اشعه وراء بنفش دردردهای عصبی نیز نتیجه تاثیر هیستامین است.

تیرگی پوست- متعاقب اریتم تیرگی در پوست ایجاد میشود ولی تیرگی بوسیله اشعه ای که طور موج آ“ بین 3000 تا 3600 انگسترم است بسیار رایج است

بنابراین طیف نور خورشید که از حیث اشعه دورنو فقیر است و می تواند تیرگی شدید در پوست ایجاد کند. تکرار تابش اشعه سبب کم شدن حساسیت پوست نسبت به اشعه می گردد بطوری که برای ایجاد تیرگی باید به تدریج بر مقدار اشعه افزود و از خواص مهم دیگر اشعه وراء بنفش، عوارض قسمت قدامی چشم می باشد.

موارداستعال درمانی اشعه وارء بنفش

یکی از مهمترین اثرات عمومی این اشعه در تبادلات غذایی، بهتر جذب شدن مواد پروتئین، کاهش قند خون و از همه مهمتر تاثیر در تبادلات کلسیم و فسفر است.

افزایش کلیسم و فسفر خون بیماران مبتلا به تتانی و راشیتیسم پس از تابش اشعه وراء بنفش دورنو نشان می دهد که همراه افزایش کلسیم و فسفر خون مقدار ویتامین D نیز در بدن بالا می رود و بطوریکه ترقی کلیسم و فسفر خون را باید نتیجه تولید ویتامین D دانست.

اشعه وراء بنفش در تعداد گلبولهای قرمز و هموگلوبین خون در دوره سلامتی تغییری نمی دهد ولی در مواقع کم خونی اثر محسوسی در بالابردن مقدار هموگلوبین و عده گلبولهای قرمز خود دارد.

مقاومت عمومی بدن در برابر بیماریهای عفونی پس از درمان با اشعه وراء بنفش زیاد می شود زیرا پوست در ساختن موادیکه موثر در ازدیاد مقاومت هستند، سهم عمده دارند.

اشعه وراء بنفش در درمان زخم‏های دیر التیام نتیجه مطلوب می دهد و این عمل به علت خاصیت باکتریو استاتیک و افزایش گرردش موضعی خون است.

اشعه وراء بنفش بین طول موجهای 4/0 و 2/0 مو خاصیت میکروب کشی واضحی دارد که حداکثر آن برای طول موجهای بین 25/0 و 28/0 مو می باشد.از خاصیت میکروب کشی اشعه وراء بنفش در پزشکی زیاد استفاده می کنند و ضد عفونی کردن هوای اطاقهای محروم از نور آفتاب و اطاق عمل و مکانهای سر بسته لامپ مولد اشعه را مدتی روشن می نمایند تا اکسیژن هوا به ازن که ضد عفونی کننده قوی است تبدیل گردد. در این موارد بیشتر از لامپی که اشعه با طول مو 25/0 مو ایجاد می نماید استفاده می شود.

(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


دانلود کامل پایان نامه کارشناسی با موضوع سندرم پیش از قاعدگی
دسته بندیپزشکی
فرمت فایلdocx
حجم فایل686 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

حدود یک سال پیش که به دنبال انتخاب موضوعی جهت پروژه و سمینار خود بودیم، هدفمان را دستیابی به یک موضوع جدید و همه گیر قرار دادیم.

پوکی استخوان و ارتباطش با نحوه تغذیه، سرطان و تغذیه، تغذیه دوران بارداری همه و همه جز موضوعات تکراری بودند که همواره به عنوان موضوع سمینار و پروژه دوستانمان، برروی بُرد دانشکده خودنمایی می کرد. طی مشورت با استاد گرانقدر سرکار خانم طباطبائیان به این نتیجه رسیدیم که کمی هم به مشکلات خود فکر کنیم. واقعاً چرا اینهمه بی‌حوصلگی و سردردهای گذرا که شاید ماهیانه تنها یکبار به سراغمان می آمد؟ پس از پرس و جوی بسیار از اساتید و بررسی پژوهشهای به چاپ رسیده، به این نتیجه رسیدیم که تعداد بیشماری، قربانیان سندرم پیش از قاعدگی (PMS) هستند. گاهی شرایط طبیعی مشکلاتی را ایجاد می کند که به ظاهر جز تحمل و انطباق با آنها کاری نمی توان کرد. مثلاً حالتی را تصور کنید که بطور منظم و در فواصل زمانی معین به بیماری خاصی مبتلا شده و مجبور به تحمل آن باشید. حداقل در یک مورد این مسأله واقعیت داشته و زنان همه ماهه با چنین مسأله ای روبرو هستند. عادت ماهیانه، پدیده ای است که در 30 تا 40 درصد زنان علائم آن به قدری شدید است که بعنوان یک بیماری شناخته می شود. (PMS) چنانچه عادت ماهیانه از 13 سالگی آغاز و تا 50 سالگی ادامه یابد و هر تجربه آن 5 روز از یک دوره 28 روزه را به خود اختصاص دهد، هر زن بطور متوسط 7 سال از عمرش را با این پدیده سپری می کند و این امر اهمیت توجه به این حالت را نشان می دهد.

علاقه و توجهمان به شناخت PMS موجب گردید تا خواستار برقراری تماس با مبتلایان به این سندروم شویم ولی این خود نیازمند وجود یک رابطه بین ما و بیماران بود. طی تحقیقاتی و با همکاری مدیر مؤسسه پژوهشی – تحقیقاتی طعام اسرار – جناب دکتر شیخ روشندل – که خود شخصاً به طبابت و درمان این دسته از بیماران می پرداختند، گروهی را بعنوان نمونه انتخاب کردیم و با توجه به علاقه ذاتیمان به داروهای گیاهی به پیشنهاد جناب دکتر روشندل فرضیه تأثیر گیاه مرمکی برروی PMS را مطرح نمودیم. هرچه پیشتر می رفتیم عوارض منفی داروهای شیمیائی – هورمون درمانی و آرام بخشها بر ما روشن تر می شد.

بعد از 4 ماه تحقیق و بررسی؛ نتایج به بار نشست و هم اکنون خوشنودیم که قدمی هرچند کوچک در زمینه‌ی اطلاع رسانی به زنان جامعه یمان برداشته ایم. امیدواریم دیگر شاهد اختلافات خانوادگی که همگی از کج خلقی ها و آشفتگی های دوران قبل از عادت ماهانه نشأت می گیرد نباشیم. بارها از زبان نمونه هایمان شنیده ایم که می گفتند: «چرا هیچ کس تابحال در مورد این سندروم چیزی نگفته است؟ مگر نه این است که تمام زنان بطور طبیعی در اواخر سیکل قاعدگی این مشکلات را تجربه می کنند؟!» لازم به ذکر است که ما بحثمان را به 5 بخش اصلی تقسیم کرده ایم:

  • در بخش نخست به بررسی سیکل ماهانه و بیماریهای رایج پرداخته ایم که طرح آن به عنوان آغاز مباحث ضروری به نظر می رسد.
  • در بخش دوم به معرفی سندروم و زمینه ها و علت های بروز آن پرداخته ایم.
  • در بخش سوم روشهای درمانی گوناگون این بیماری را مورد بررسی قرار داده ایم.
  • بخش چهارم مربوط به گیاه داروئی مرمکی و اثر آن بر کُلّ سیستم های بدن می باشد.
  • در این بخش بطور جداگانه، نتایج یک مطالعه آماری بر زنانی ایرانی را که توسط خودمان صورت گرفته است، شرح داده ایم.

مدعی نمی شویم که بهترین آنچه را که می شد ارائه داده ایم امّا با توجه به کمی منابع موجود در زمینه این سندروم و حتی گیاه مُرّمکی چه در داخل و چه خارج از کشور و آشنایی نه چندان زیاد متخصصان داخلی با این سندروم، سعی کرده ایم تا مجموعه ای در خور را آماده سازیم که امیدواریم مورد توجه قرار گیرد.

در خاتمه باید از زحمات بسیار زیاد استاد گرانقدر سرکار خانم طباطبائیان که با سعه صدر به راهنمایی ما پرداختند و همچنین جناب آقای دکتر شیخ روشندل – مدیر مؤسسه پژوهشی – تحقیقاتی طعام اسرار – که اگر الطاف ایشان نبود مطمئناً سیر این تحقیق غیرممکن بود تشکر نموده و با قدردانی از همه کسانی که ما را در جمع آوری و گردآوری مطالب یاری دادند بحث خود را آغاز می کنیم.

فصل اول

سیکل قاعدگی

قاعدگی زمانی آغاز می گردد که استروژن به سطح مشخصی برسد. بسیاری از فاکتورهای زندگی مدرن قادرند این زمان را به جلو بیندازند این فاکتورها نظیر رژیم های غذائی حاوی استروژن فراوان – گوشت، تخم مرغ، لبنیات و … مصرف گوشت و انواع طیور (بدلیل افزایش شیر و فربه کردن و تولید بیشتر تخم مرغ به حیوانات انواع داروهای حاوی استروژن داده می شود که پس از ذبح مقادیری از این مواد در بدن حیوان باقی می ماند) و در معرض ترکیبات مشابه استروژن قرار گرفتن خود باعث افزایش سطح استروژن در بدن گشته و انتشار آنرا باعث می شود. در نتیجه بالا رفتن استروژن در بدن زنان اثری بر هورمون دیگر زنان تحت عنوان پروژسترون وارد شده که اصطلاحاً تحت عنوان پدیده نفوذ یا غلبه استروژنی شناخته می شود. این وضعیت زمینه ساز بسیاری از مشکلات رایج در سلامتی زنان می باشد، بطوری که متخصصان بیماریهای زنان در اکثر حالات غیرطبیعی بیمارانشان از قبیل PMS، دمدمی مزاج، خونریزی زیاد، آندومتریوز، فیبروئید، کیستهای تخمدانی و بیماریهای فیبروسیتیک نیز افزایش ناگهانی استروژن را عامل اصلی می دانند. اعتقاد به چنین فرضیه ای امروزه به چنان حدی از باور رسیده است که حتی دلیل اغلب مشکلات تولید مثلی در زنان غربی نیز نسبت بالای استروژن در بدن آنها عنوان می شود.

(A روند فعالیت سیکل ماهانه

سیکل قاعدگی را می توان از دو دیدگاه زیر مد نظر قرار داد: 1-دیدگاه بالینی بصورت خونریزی دوره ای؛ و 2-دیدگاه تئوریک ترنورواندوکرین پایه. دانش لازم در مورد هر دو دیدگاه بالینی و پایه سیکل قاعدگی در دسترس است و در این بخش تلاش خواهد شد تا این دو دیدگاه در هماهنگی با یکدیگر مورد بحث قرار گیرند.

سیکل قاعدگی از دیدگاه بالینی

قاعدگی عبارت از خونریزی دوره ای رحمی است که اکثر زنان در سنین باروری آن را تجربه می کنند. قاعدگی طبیعی، ریزش دوره ای اندومتر ترشحی رحم است که در اثر کاهشی در تولید استرادیول و پروژسترون بعلت پسرفت جسم زرد، رخ می دهد.

وضعیت زمانی سیکل قاعدگی

ارتباط قاعدگی با سیکل گردش ماه، تنها یک تصور رومانتیک است. برخلاف باور عامه مردم، سیکل قاعدگی در اغلب زنان همانند «گردش ساعت» تکرار نمی شود. متخصصین بیماریهای زنان برای بدست آوردن اطلاعاتی از حالت طبیعی قاعدگی، بطور معمول پرسشهائی را در مورد فاصله قاعدگی، نظم فواصل قاعدگی، مدت طول کشیدن خونریزی قاعدگی و حجم خونریزی، از بیمار بعمل می آورند.

Treloar و همکاران، اطلاعاتی را در مورد فواصل قاعدگی و نظم این فواصل در زنان سفیدپوست مطالعه شده در دانشگاه مینه سوتا، منتشر کردند. در این مطالعه، اطلاعات بصورت آینده نگر در طول 30 سال جمع اوری شده بودند و تعداد 275947 مورد سیکل قاعدگی برای تجزیه و تحلیل در دسترس قرار داشتند. (جدول 1-1)

طول مدت سیکل معمولاً در هر ماه به میزان 2-1 روز متغیر بود و تنها 50 درصد زنان سیکلی در محدوده 30-26 روز داشتند که در تعریف فاصله به اصطلاح تیپیک 28 روز می گنجید. در اکثر زنان، قاعدگی برای اولین بار در سن 13 سالگی (با محدوده طبیعی 16-8 سالگی) آغاز می شود و در سن 52 سالگی (با محدوده طبیعی 55-45 سالگی) خاتمه می یابد. در محدوده سنی 20 تا 40 سالگی، زنان بیشترین نظم را در سیکل های خود نشان می دهند و در سالهای بلافاصله بعد از منارک و قبل از یائسگی، تغییرپذیری این سیکل ها بیشتر است. با این وجود باید توجه داشت که مدت میانگین سیکل قاعدگی «طبیعی» از 87/28(75/2) روز در سن 20 سالگی، به حد میانگین 8/26 (2) روز در سن 40 سالگی، کاهش می یابد. محققین از طریق مشاهده و بررسی تعداد زیادی از زنان سالم بالای 30 سال، به این نتیجه رسیده اند که مقادیر مربوط به طول مدت سیکل های قاعدگی، در پیرامون یک منحنی توزیع بیولوژیک طبیعی تجمع می یابند؛ در مورد هر زن، معمولاً این مقادیر در پیرامون یک مقدار که برای وی حالت معمول دارد، تغییر می یابند. در خلال چند سال اول بعد از منارک و همچنین درست قبل از یائسگی، زنان انحرافات وسیعتری از مقدار میانگین را تجربه می کنند. مفهوم «محدوده طبیعی» دربرگیرنده انحرافاتی است که در 50 درصد زنان در سن 25 سالگی که طول مدت سیکل های آنان کمتر از 27 و یا بیشتر از 31 روز است، رخ می دهند.

با مراجعه به مطالعات بعمل آمده برروی تعداد زیادی از زنان در طول مدت زمانی قابل توجه، محدوده های طبیعی مشخص شده اند، بطور کلی، سیکل های کمتر از 24 روز را پلی منوره و سیکل های بیش از 35 روز را اولیگومنوره می نامند. بعدها مشخص شد که اکثر سیکل های توأم با تخمک گذاری (که با موج سریع ترشح LH و سطح طبیعی پروژسترون فاز لوتئال مشخص می شوند)، از 24 تا 35 روز متغیر هستند.

مقدار خونریزی قاعدگی

مدت طبیعی خونریزی قاعدگی از 3 تا 7 روز متغیر بوده و میزان کلی خون دفع شده معمولاً 80 میلی لیتر یا کمتر است. این امر آشکار شده است که مقدار خون دفع شده در قاعدگی، از زنی به زن دیگر بطور واضح متغیر است، اما میزان خون دفع شده در هر زن از ماهی به ماه دیگر تقریباً در حدی ثابت قرار دارد. این طرح در زنان واقع در چندین بخش جهان که در آنها مقدار متوسط دفع خون و میزان انحراف از محدوده طبیعی کاملاً مشابه است، به اثبات رسیده است. در روش مورد استفاده برای سنجش میزان اتلاف خون، خون را از تامپونها و نوارهای بکار رفته در قاعدگی در داخل یک محلول هیدروکسید سدیم وارد می سازند و سپس مواد رنگ زای هِم (heme) را به شکلی تبدیل می کنند که بتوانند آن را توسط یک اسپکتروفتومتر مورد سنجش قرار دهند. در صورتی که میزان خون تلف شده در قاعدگی افزون تر از 80 میلی لیتر باشد، این حالت از ارتباطی خوب بالا کم خونی (سطح هموگلوبین کمتر از 12 گرم) و مقادیر پائین آهن پلاسما برخوردار خواهد بود. چون تعیین کردن میزان خون تلف شده در قاعدگی از روی برآورد انجام شده توسط بیمار کاری دشوار است، کنترل کردن بیمار از نظر کم خونی یکی از راههای عملی برای کنترل میزان خون دفع شده در قاعدگی محسوب می شود.

اساس بیولوژیک سیکل قاعدگی

برای توضیح اینکه خونریزی قاعدگی اصولاً به چه دلیلی رخ می دهد و چرا حالت دوره ای دارد، باید از نقش هورمونها و عوامل رشد پپتیدی در کنترل تقسیم سلولی و تمایز پوشش اندومتری رحم و ساختار عروقی آن، آگاهی یافت. خونریزی قاعدگی تنها در میمونهای برتر و انسانها رخ می دهد و اغلب پستانداران دیگر در پایان هر یک از سیکل های بدون باروری خود، پوشش رحم خود را از دست نمی دهند. این اختلاف آشکار در روند تولید مثل، احتمالاً با فرضیه تکاملی زنده زائی و تشکیل منحصر بفرد جفت در پریماتها، در ارتباط است. در اوایل بارداری انسان، جفت بطور عمقی تهاجمی گسترده را به داخل لایه اندومتر در پیش می گیرد و در نتیجه آن کوتیلدونهای جفتی می توانند در خون مادر به حالت شناور قرار گیرند. اگر در یک سیکل بارداری رخ ندهد، لایه اندومتری ضخیم و عروق خونی مارپیچ آن حمایت هورمونی خودر ا از دست می دهند و اندومتر دچار ریزش می شود و درنتیجه خونریزی قاعدگی رخ می‌دهد و در دیگر پستانداران، یا اندومتر مشابه با انسان تکامل نمی یابد و یا اینکه، بجز در صورت رخ دادن بارداری، ترشح هورمون لوئتال به وقوع نمی پیوندد. اگرچه در سایر پستانداران دوره های قاعدگی وجود ندارد، اما برخی از آنها در هنگام تخمک گذاری و پذیرش فعالیت جنسی (تهییج جنسی) دچار خونریزی دوره یا می شوند. این حالت بطور بارز در سگهای اهلی دیده می شود.

تا پیش از اوایل قرن بیستم، باور بر این بود که تخمک گذاری در انسان در هنگام خونریزی قاعدگی رخ می دهد. این عقیده به پیدایش روش ریتم برای کنترل بارداری منجر شد که البته نتوانست مدت زیادی دوام داشته باشد. تنها بعد از توصیف ارتباطات زمانی دقیق بین تغییرات اندومتری و قاعدگی توسط Hitschmann و Adler بود که محققین دیگر توانستند ارتباط بین تخمک گذاری و ترشح استرادیول و پروژسترون تخمدانی و اثرات هورمونی آنها برروی اندومتر را به اثبات برساندند. بدنبال این پیشرفت، در سال 1932 ارتباطات متقابل بین غده هیپوفیز و گونادها به اثبات رسید و هورمونهای هیپوفیز و تخمدان جداسازی شدند. سپس مفهوم کلاسیک سیکل قاعدگی به عرصه ظهور رسید. این مدل اولیه، تنها واکنش متقابل هیپوفیز، تخمدان و اندومتر با آزاد شدن هورمون محرکه فولیکول (FSH) و هورمون لوتئینیزه کننده (LH) را شامل می شد. رهائی هورمونها سبب ترشح فولیکولی استروژن و تکثیر اندومتری در نیمه اول سیکل قاعدگی می شود و بدنبال آن موج سریع ترشح LH رخ می دهد. در نتیجه، تخمک گذاری توأم با ترشح پروژسترون و استروژن به وقوع می پیوندد و این امر به پیدایش یک اندومتر ترشحی در نیمه دوم سیکل قاعدگی منجر می شود (شکل 1-1). ارتباط هیپوفیز و تخمدان بصورت یک سیستم فیدبک منفی بسته و مشابه ارتباط یک ترموستات با یک سیستم گرماساز درنظر گرفته می شد. برطبق این نظریه، FSH و LH ترشح هورمونهای تخمدانی را تحریک می کنند و این هورمونها نیز به نوبه خود سطوحFSH و LH را در حد صحیح و مناسب نگه می دارند؛ در نهایت هنگامی که جسم زرد پسرفت می کند، سیکل دوباره آغاز می شود. این نظریه یک توضیح بیش از حد ساده شده بود که در نهایت با کشف نقش هیپوتالاموس در تولید مثل، کشف فیدبک مثبت استروژن برای ایجاد موج سریع ترشح LH و تخمک گذاری و نیز با جداسازی هورمون آزادکننده گونادوتروپین (GnRH) در اوایل دهه 1970 میلادی، مورد اصلاح قرار گرفت. آگاهی اخیر ما در مورد فعل و انفعالات پیچیده نورواندوکرین که سیکل قاعدگی را تنظیم می کنند، امروزه به حدی مورد موشکافی قرار گرفته است که متخصصین بیماریهای زنان می توانند از این دانش در امر مراقبت و بررسی بیماران مبتلا به مشکلات قاعدگی بهره بگیرند.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


دانلود پایان نامه کارشناسی با موضوع آترواسکلروز
دسته بندیپزشکی
فرمت فایلdocx
حجم فایل87 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

گفتار اول :

«آترواسکلروز»

(دکتر مجید ملکی-دکتر سعید اورعی )

آترواسکلروز شایعترین علت مرگ در بیشتر کشورهای جهان و مهمترین عامل از کارافتادگی است. با وجود پیشرفت های وسیع تشیخص و درمانی هنوز یک سوم بیمارانی که دچار سکته قلبی می شوند، فوت می کنند که نیمی از این افراد در عرض یک ساعت اول سکته قلبی و قبل از رسیدن به بیمارستان فوت می کنند ودو سوم آنها که زنده می مانند هرگز بهبود کامل نخواهند یافت و به زندگی عادی باز نمی‌گردند. درعرض 5 سال بعد از یک حمله قلبی، 23% مردان و 31% زنان دو مرتبه دچار از کارافتادگی می شوند. مرگ ناگهانی قلبی یکی دیگر از تظاهرهای شایع گرفتاری عروق کرونر است و بیش از نیمی از بیمارانی که با مرگ ناگهانی قلبی فوت می کنند، هیچ سابقه ای از علایم قلبی نداشته اند. علاوه براین، بیماری های قلبی-عروقی هزینه هنگفتی را برنظام های بهداشتی درمانی کشور ها تحمیل می کنند. تنها در کشور آمریکا، هزینه بیماری های قلبی – عروقی درسال 1998 حدود 274 میلیارد دلار برآورد شده است. با این همه بیماریهای قلبی-عروقی بسادگی و بصورت کامل و موثر قابل پیشگیری هستند. در واقع به غیر از سرطان ریه که با قطع سیگار قابل پیشگیری است، بیماری قلبی –عروقی قابل پیشگیری ترین بیماری غیرقابل انتقال (مزمن) انسان به شمار می روند.

بیماریزایی

آترواسکلروز بیماری پیشرونده ای است که از دوران کودکی آغاز می شود و تظاهرهای بالینی خود را به طور عمده در بزرگسالان، از میانسالی به بعد آشکار می‌کند. تا دو دهه قبل، این بیماری را یک بیماری دژنراتیو تصور می‌کردند که از تجمع چربی و باقیمانده سلول های نکروتیک در جدار عروق ایجاد می شود، اما امروزه مشخص شده است که آترواسکلروز بیماری است که در اثر واکنش عوامل مختلف و به دنبال سه پدیده زیست شناسی زیر بوجود می آید:

1-تجمع سلول های ماهیچه ای صاف، همراه با مقادیر متغیری از سلول های التهابی، درشتخوارهاو لنفوسیت ها در انتیمای عروق.

2-ایجاد بافت همبندی توسط سلول های ماهیچه ای صاف متشکل از الیاف کلاژن، فیبرهای الاستیک و پروتئوگلیکان.

3-تجمع چربی، بخصوص کلسترول درداخل سلول ها و بافت همبندی.

احتمال پاره شدن پلاک های آترواسکلروز و به دنبال آن ایجاد لخته و بروز عواقب بالینی به ترکیب پلاک ها از نظر میزان چربی و بافت همبندی آنها بستگی دارد. همچنین بررسی ها نشان داده اند که اندازه پلاک های آترواسکلروز و شدت تنگی رگ ها ارتباط مستقیمی با بروز رویدادهای بالینی (مانند سکته قلبی یا آنژین ناپایدار) ندارد. در 75 تا 80% بیمارانی که دچار سکته قلبی می شوند، شدت تنگی رگ قبل ازبروز سکته قلبی کمتر از 50% است. علاوه بر این، تجمع سلول های التهابی در پلاک هایی که به رویدادهای بالینی وخیم منجر شده اند، همراه با بالا رفتن نشانه های عمومی التهاب مانند CRP و ESR سبب شده است که امروز آترواسکلروز به عنوان یک بیماری التهابی مزمن شناخته شود که می تواند به دنبال یکسری عوامل بخصوص فعال شده، به رویدادهای حاد قلبی منجر شود.

شیوع

براساس سومین گزارش سازمان جهانی بهداشت (93-1991)، بیماریهای قلبی-عروقی (سکته قلبی، سکته مغزی و مرگ ناگهانی قلبی) سالانه سبب مرگ دوازده میلیون نفر در سراسر دنیا می شوند. هم در کشورهای پیشرفته و هم در بیشتر کشورهای درحال پیشرفت، این بیماری ها عامل حدود نیمی از مرگ های بزرگسالان هستند. مرگ و میر زودرس مردان 5/2 برابر بیشتر از زنان است. اما در زنان نیز بیماری قلبی-عروقی شایعترین عامل مرگ و از کارافتادگی بشمار می روند. بااین تفاوت که تظاهر بیماری های قلبی-عروقی در زنان نسبت به مردان ده سال تأخیر دارد.

در بررسی 1995 آمریکا، 5/41% کل مرگ ها در اثر بیماریهای قلبی- عروقی بوده است، درحالی که سرطان و حوادث، دومین وسومین عامل مرگ را تشکیل می دهند. دراین کشور ها شیوع عوامل خطر قلبی-عروقی و مرگ و میر قلبی در رده های پایین‌تر اجتماعی، اقتصادی و سطح تحصیل پایین تر به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از رده های بالاتر بوده است. طی دهه های اخیر، کشورهای پیشرفته توانسته اند با اقدام های وسیع پیشگیری اولیه و ثانویه از مرگ و میر بیماریهای قلبی-عروقی به مقدار قابل ملاحظه ای بکاهند، به طوری که بین سال های 1960 تا سال های اخیر مرگ و میر بیماریهای قلبی-عروقی درکشورهای آمریکا، کانادا، استرالیا و فرانسه تا 50% و در ژاپن تا 60% کاهش یافته است. این کاهش در کشورهای اسکاندیناوی و کشورهای دیگری چون ایرلند، اسپانیا و پرتغال حدود 20 تا 25% گزار شده است. برعکس درطی دهه های اخیر مرگ و میر بیماری های قلبی-عروقی در مجارستان تا 40% در لهستان تا حدود 60% و در بلغارستان تا 80% افزایش داشته است.

درکشورهای آسیای غربی و جنوب غربی 15 تا 20% از بیست میلیون مرگ سالانه به بیماری های قلبی- عروقی نسبت داده شده است. طی دهه های گذشته، درصد مرگ‌های ناشی از مرگ در مناطق شهرنشین و بیماری قلبی ناشی از گرفتاری ریوی شایعترین عامل مرگ در روستاها شناخته شده است. سطح کلسترول خود در این کشور نسبت به کشورهای غربی بسیار پایین تر است، اما شیوع فشار خون بالا در حال افزایش است. شاید به همین دلیل دربرخی مناطق سکته مغزی شیوع بنسبت بالایی (تا 4 برابر سکته قلبی) دارد و شایعترین عامل مرگ به شمار می رود. با این حال، هنوز شیوع و مرگ و میر آن از آنچه در کشورهای غربی وجود دارد بسیار پایین تر است.

بیش از 60% جمعیت دربیشتر کشورهای آفریقایی کمتر از 15 سال سن دارند. شیوع بیماری عروقی قلب دراین کشورها بنسبت پایین است، ولی این وضع بسرعت درحال تغییر است. در برخی کشورهای درحال پیشرفت آفریقایی بیش از 70% زمین های مزروعی زیر کشت تنباکو قرار دارند و مصرف سیگار آفریقا در دو دهه گذشته بیش از 40% افزایش داشته است. دربسیاری از مناطق شهرنشین، فشار خون بالا همراه باعوارض آن از جمله سکته مغزی ، نارسایی قلبی و نارسایی کلیه مهمترین عامل مرگ و میر و از کارافتادگی به شمار می روند.

بررسی های موجود حاکی از این هستند که در کشورهای شرق مدیترانه و خاورمیانه از جمله کشور ما نیز بیماری های قلبی-عروقی یک مشکل عمده بهداشتی و اجتماعی بشمار می رود که ابعاد آن بسرعت در حال افزایش است. بررسی های پراکنده نسبت مرگ های قلبی-عروقی را دراین کشورها 25 تا 45% نشان می دهند. دگرگونی های سریع اقتصادی و اجتماعی دهه های اخیر دربسیاری از کشورهای این منطقه سبب شده است که شیوع عوامل خطر بیماری های قلبی-عروقی افزایش قابل ملاحظه ای داشته باشد، زیرا میزان کالری مصرفی روزانه ومصرف چربی های اشباع شده افزایش یافته است. درعربستان سعودی 52% مردان و 65% زنان چاق هستند. شیوع فشار خون بالا (mmHg95/160 به بالا) حدود 17% گزارش شد است و این رقم درحال افزایش است. در افرادی که دچار سکته قلبی شد اند شیوع مصرف سیگار بیش از 70% فشار خون بالا حدود 50% ودیابت بیش از 30% بوده است. علاوه براین دراین کشورها شیوع بیماری های قلبی- عروقی درگروه های اقتصادی-اجتماعی بالاتر، بیشتر از گروه های پایین گزارش شده است و این نشانه ای از مراحل اولیه یک اپیدمی تلقی می‌شود.

عوامل خطر بیماری های قلبی- عروقی

نخستین مطالعه های اپیدمیولوژی که دراین زمینه صورت گرفتند، مطالعه هایی بودند که در اواسط این قرن در آمریکا واروپا شکل گرفتند. این مطالعه ها همراهی تنگاتنگی را بین وجود برخی عادت ها یا ویژگی ها با بروز بعدی بیماری های قلبی-عروقی نشان دادند. امروزه، این ویژگی ها که «عوامل خطر» نام گرفته اند، به طور وسیعی برای تعیین خطر واحتمال بروز بعدی بیماری های عروقی و پیشگیری از این بیماری‌ها مورد استفاده قرار می گیرند.

مهمترین عوامل خطر که مستقل از سایر عوامل، احتمال بروز بیماری های قلبی-عروقی راافزایش می دهند، عبارتند از کلسترول بال، کشیدن سیگار، پرفشاری خون، دیابت، HDL پایین، سن، جنس و سابقه خانوادگی بیماری قلبی-عروقی زودرس، آخرین تقسیم بندی عوامل خطر براساس تأثیر مداخله های پزشکی در تعدیل آنها و کاهش خطر در جدول (1) ذکر شده است.

اختلال چربی های خون :

لیپیدها در داخل خون بصورت گروهی از مولکول های محلول در آب نقل و انتقال می‌یابند که لیپوپروتئین نامیده می شوند. لیپوپروتئین ها مولکول های پیچیده ای هستندکه در مرکز آنها استرهای کلسترول و تری گلیسیرید و در سطح آنها لایه از فسفولیپیدها، کلسترول آزادو پروتئین ها وجود دارند. این لیپوپروتئین ها براساس وزن مخصوص خود به HDL، LDL، Chylomicron VLDL تقسیم می شوند. از میان، LDL که 70% کلسترول خون را به همراه دارد، پس از اکسیده شدن توسط سلول های آندوتلیال عروق و درشتخوارها مهمترین نقش را در ایجاد آترواسکلروز ایفا می‌کند. از طرف دیگر، HDL با انتقال معکوس کلسترول از جدار عروقی و نقاط مختلف بدن به کبد، می تواند به عنوان یک عامل محافظ نقش محافظتی مهمی را در برابر آتروسکلروز ایفا کند. نخستین مشاهده هایی که حاکی از ارتباط چربی ها با بیماری قلبی بودند، به اوایل قرن نوزدهم باز می گردند، اما برای اولین بار درسال 1838 میلادی، کلسترول درخون انسان و دو سال 1843 درپلاک های آترواسکلروز نشان داده شد. اولین مطالعه اپیدمیولوژی کلاسیک برای بررسی این ارتباط در سال 1958، انجام شد. این مطالعه که نقش کلسترول در بیماری های قلبی-عروقی در هفت کشور دنیا مورد بررسی قرار داد، مفهوم «عامل خطر» رانیز برای اولین بار به ادبیات قلب وعروق وارد کرد. این مطالعه و بسیاری مطالعه های بعدی همگی نشان دهنده نقش بارز کلسترول درایجاد آترواسکلروز بودند ونشان دادند که حداقل از کلسترول mg/di 160 به بالا رابطه ای مثبت و قوی بین سطح کلسترول و بروز بیماری عروقی و نیز میزان مرگ و میر (هم مرگ و میر قلبی وهم کل مرگ و میر) وجود دارد. دراین بررسی ها، مصرف چربی های اشباع شده نیز، حتا در افرادی که سطح کلسترول آنها در حد طبیعی است، با شیوع بالای وقایع قلبی همراه بوده است. علاوه براین، نقش مرکزی کلسترول بالا نیز مورد تأکید قرار گرفته است. به طوری که در جوامعی که در آنها سطح کلسترول پایین است، حتی باشیوع بالای مصرف سیگار یا پرفشاری خون، شیوع بیماری های قلبی-عروقی نیز پایین است. مطالعه های مداخله ای بعدی نشان دادند که با کاهش سطح کلسترول، صرف نظر از روش به کاررفته (تغذیه ای، دارویی یا جراحی) می توان میزان خطر را کاهش داد. در واقع، هر 1% کاهش کلسترول می تواند 2 تا 5% از خطر بروز بیماری قلبی-عروقی بکاهد.

طی دهه های بعدی، کشورهای غربی توانستند با اقدام های وسیع پیشگیری اولیه و ثانویه بخصوص با آموزش همگانی برای اصلاح عادت های نادرست اجتماعی (کاهش مصرف چربی ها، افزایش تحرک بدنی و کاهش مصرف سیگار) و بهبود روش های تشخیص و درمان، از شیوع عوامل خطر بکاهند و مرگ و میر بیماری‌های قلبی را تا بیش از 50% کاهش دهند. دراین میان به نظر می رسد که برنامه ملی آموزش کلسترول (درآمریکا) یابرانامه ریزی آموزش همگانی درسطوح مختلف جامعه و ارایه راهبردهای عملی به پزشکان، نقش مهمی را ایفا کرده باشد. سطح متوسط کلسترول تام در افراد 20 تا 74 ساله آمریکایی، درطی سال های 1960 تا 1991 میلادی از 220 به mg/dl 205 کاهش یافته است. بااین حال، هنوز 51% از افراد کلسترول بالای 200 و 20% افراد کلسترول بالای mg/dl 240 دارند.

درمورد شیوع اختلال های لیپید درایران مطالعه های وسیعی انجام شده اند. در طرح سالمت و بیماری معاونت پژوهشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، 24 استان کشور مورد بررسی قرار گرفته اند. دراین مطالعه که در سطح کشور انجام پذیرفت (1372)، سطح کلسترول تام در 41% مردان و 47% زنان 40 تا 69 ساله، mg/dl 200 یا بالاتر گزارش شده است درشهر تهران 1369)، 38% مردان و 48% زنان کلسترول بالا داشته اند. متوسط سطح کلسترول دراین گروه سنی mg/dl 196 گزارش شده است.

طرح قلب سالم (1376) افراد 35 تا 65 ساله شهر تهران را از نظر شیوع عوامل خطر مورد بررسی قرار داده است براساس نتایج این طرح، کلسترول بالا mg/dl 200 یا بالاتر در 62% تری گلیسیرید بالا mg/dl200 یا بالاتر در 32% LDL بالا mg/dl130 یا بالاتر در 51% و HDL پایین (کمتر از mg/dl 35 در 6% افراد دیده می شود. علاوه براین،متوسط سطح کلسترول نسبت به یافته های سال 1369 درگروه سنی مشابه باشد. نتایج مطالعه های دیگری نیز مشابه فوق گزارش شده اند یافته های این مطالعه ها همگی نشان دهنده ابعاد اپیدمی اختلال های لیپید درجامعه ما هستند.

سیگار:

خطرات و عواقب قلبی-عروقی کشیدن سیگار از اواسط این قرن مورد تأکید قرارگرفته است. سیگار مهمترین عامل مرگ زودترس درافراد 35 تا 69 ساله در کشورهای پیشرفته بشمار می رود، به طوری که تخمین زده می شود سیگار عامل 30%مرگ ها دراین گروه سنی باشد. سیگار مرگ و میر قلبی –عروقی را تا 50% افزایش می دهد. همچنین رابطه خطی مهمی بین تعداد سیگار مصرفی وخطر قلبی-عروقی وجود دارد. در ازای هر 10 عدد سیگار، خطر مرگ دراثر بیماری قلبی، درمردان 18% و در زنان 31% بالا می رود. آمار نشان می دهد از هر 5 مرگی که دراثر سیگار اتفاق می افتد، 2 مورد آن به علت بیماری قلبی است. علاوه براین، بیماری های ناشی از سیگار هزینه بالایی را برنظام بهداشتی تحمیل می‌کنند. درکشور آمریکا این هزینه پنجاه میلیارد دلار در سال برآورد شده است. مهمتر اینکه 37% افراد غیرسیگاری در خانه یا محل کار خود در معرض دودسیگار دیگران قرار دارند و این امر، احتمال گرفتاری قلبی-عروقی را درآنها تا 30% افزایش می‌دهد. تخمین زده می شود که سالانه 000/37 تا 000/40 نفر در اثر قرارگرفتن در معرض دود سیگار دیگران از بیماری های قلبی-عروقی فوت می کنند.

سازو کارهای متعددی برای افزایش خطر توسط سیگار ذکر شده اند. سیگار می‌تواند آثار مخربی برجدار آندوتلیوم عروق بگذارد، جریان خون کرونر را مختل کند و باعث بروز اسپاسم عروق کرونر شود. سطح HDL پایین می آید و LDL بالا می رود. علاوه براین با افزایش سطح فیبرینوژن و افزایش تجمع پلاکت ها، احتمال ایجاد لخته و بروز رویدادهای قلبی در حدقابل ملاحظه ای بالا می رود. از سال 1965 تعداد آمریکایی هایی که سیگار می کشند، حدود 40% کاهش یافته است. گرچه، به نظر می‌رسد این کاهش درسال های اخیر متوقف شده و حتی مصرف سیگار در زنان افزایش یافته باشد. درحال حاضر، 28% مردان و 24% زنان آمریکایی سیگار می‌کشند. براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، 20 تا 35% زنان در ممالک غربی و 2 تا 10% زنان در جهان سوم سیگار می کشند. و بالاخره، آمار نشان می دهد که افرادی که کمتر از 12 سال تحصیلات دارند، نسبت به افراد تحصیل کرده، سه برابر بیشتر سیگار می کشند.

در ایران براساس یافته های طرح سلامت و بیماری 27% مردان و 3%زنان 15 تا 69 ساله سیگار می کشند.

متوسط سیگار مصرفی روزانه، 6/13 نخ بوده است و 66% این افراد سن شروع سیگار را 15 تا 24 سالگی ذکر کرده اند. درطرح قلب سالم نیز 22% مردان و 6% زنان سیگاری بوده اند و به ترتیب 11% و 2% دیگر از مردان و زنان نیز سابقه مصرف آن را ذکر کرده اند. هزینه سیگار مصرفی در ایران 2/9 میلیارد ریال درسال برآورد شد است.

پرفشاری خون :

مطالعه های متعدد نشان داده اند که رابطه خطی مهمی بین سطح فشار خون سیستولی و دیاستولی وبروز بیماری های قلبی-عروقی، حتی درسطوحی از فشار خون که در حال حاضر طبیعی تلقی می شوند، وجود دارد. علاوه بر این، درحال حاضر دلایل کافی موجود است که با کنترل فشار خون بالا به خوبی می توان از بروز بیماریهای عروق کرونر، سکته مغزی و نارسایی قلبی جلوگیری کرد. (به مبحث پرفشاری خون مراجعه شود)

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


دانلود کامل پایان نامه بررسی فراوانی انواع بیماریهای هایپرتانسیو در زنان باردار
دسته بندیپزشکی
فرمت فایلdocx
حجم فایل887 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقدمه:

اختلالات هایپرتانسیو بارداری یک عارضه شایع حاملگی هستند و در مجموع حدود 10-5 درصد تمامی حاملگیها را عارضه دار می کنند. میزان بروز این اختلالات عمیقاً تحت تأثیر یک سری عوامل مانند: سن، پاریته، نژاد، سابقه بیماری زمینه‌ای و … قرار دارد و فراوانی این اختلالات در مناطق و نژادهای مختلف تا حدودی متفاوت گزارش شده است. این اختلالات یک علت مهم موربیدیته و مورتالیته مادر و جنین محسوب می‌شوند و همراه با خونریزی و عفونت تریاد مرگ آوری را تشکیل می‌دهند، این اختلالات به چند نوع تقسیم می شوند که شامل: هایپرتانسیون حاملگی، پره اکلامپسی، اکلامپسی، پره اکلامپسی افزوده شده بر هایپرتانسیون مزمن و هایپرتانسیون مزمن می شود و پروگنوز و پیامدهای مادری و جنینی در انواع این اختلالات متفاوت است و به روش درمانی متفاوت می انجامد.

متدولوژی:

این مطالعه یک مطالعه مشاهده ای – مقطعی است و به صورت استخراج داده های موجود انجام شده و روش نمونه گیری به صورت سرشماری است و مجموعاً 55 بیمار مبتلا به اختلالات هایپرتانسیو بارداری که با توجه به معیارهای کالج زنان و مامایی آمریکا و گروه کاری آموزش فشار خون بالا دارای شرایط لازم بودند و در سال 1382 در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) بستری شده بودند مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته‌ها و نتایج:

فراوانی اختلالات هایپرتانسیو در زنان بارداری 5/8 درصد است. فراوانی انواع اختلالات هایپرتانسیو بارداری به این صورت است: اکلامپسی 5/5 درصد، پره اکلامپسی شدید 8/21 درصد و پره اکلامپسی خفیف 9/30 درصد و هایپرتانسیون مزمن 3/7 درصد و هایپرتانسیون حاملگی 2/18 درصد و پره‌اکلامپسی افزوده ده بر هایپرتانسیون مزمن 4/16 درصد. فراوانی اختلالات هایپرتانسیو بارداری که در این مطالعه برآورد شد در محدوده آمار جهانی قرار دارد. فراوانی این اختلالات در دو انتهای طیف سنی باروری کمتر بوده است و این مسأله با دانسیته های قبلی هماهنگی ندارد، اکثر موارد این اختلالات بعد از سن حاملگی 37 هفتگی آشکار شده اند و بیشتر از نصف بیماران یعنی 2/58 درصد نولی پار بودند و بیماریهایی که از عوامل خطر پره اکلامپسی هستند مثل دیابت و بیماری های عروقی و یا بیماری های کلاژن واسکولر در بیماران وجود نداشته است، 5/5 درصد بیماران سابقه هایپرتانسیون مزمن داشتند و 11 درصد بیماران مبتلا به عفونت ادراری بودند که نسبت به حاملگی طبیعی بیشتر بوده است. پره اکلامپسی سبب شده که میزان زایمان سزارین افزایش قابل توجهی داشته باشد و حدوداً 2 برابر زایمان طبیعی صورت گیرد. حدود 60 درصد بیماران حین مراقبت های بارداری تشخیص داده شده بودند و تنها 5/25 درصد بیماران با علائم پره اکلامپسی مراجعه کردند. سابقه اختلالات هایپرتانسیو بارداری در بیشتر از نصف بیماران وجود داشته است.

فصل اول

کلیات

مقدمه پژوهش و بیان مسئله:

امروزه شاهد تغییر بیماریهای کشنده از گروه واگیر و عفونی به گروه غیرواگیر می باشیم که شایعترین آنها بیماریهای قلبی – عروقی می باشند و از مهمترین این بیماریها هایپرتانسیون می باشد. هایپرتانسیون یک مشکل جدی سلامت است و از هر 6 نفر، 1 نفر را مبتلا می کند و در تمام نژادها و گروههای سنی و در هر دو جنس دیده می شود. اختلالات هایپرتانسیو ممکن است در دوران بارداری نیز پیش بیایند ولی هنوز اتیولوژی شناخته شده‌ای در این مورد وجود ندارد. در مجموع این اختلالات 10-5 درصد تمام حاملگیها و 20 درصد کسانی را که حاملگی اولشان است را دچار عارضه ساخته است و 40 درصد از زنان با بیماری زمینه ای را متأثر می کند. این اختلالات طیف بالینی گسترده ای دارند و از آنجا که پروگنوز و پیامدهای مادری و جنینی بسته به شدت اختلال متفاوت است و اقدامات درمانی متفاوتی را می طلبد تقسیم بندی در این زمینه ارائه شده است و 5 نوع بیماری هایپرتانسیو وجود دارد که شامل هایپرتانسیون حاملگی، پره اکلامپسی (که خود می تواند به دو نوع خفیف و شدید تقسیم شود)، اکلامپسی، پره اکلامپسی افزوده شده به هایپرتانسیون مزمن و هایپرتانسیون مزمن می شود.

میزان بروز انواع این اختلالات تحت تأثیر یک سری عوامل خطر قرار دارد که سبب ایجاد تنوع در گزارش میزان بروز این اختلالات شده است، میزان بروز عمیقاً تحت تأثیر پاریته قرار دارد و هایپرتانسیون حاملگی با شیوع بیشتر در زنان نولی پار دیده می شود و زنان مسن تر با افزایش سن میزان بروز بالاتری از هایپرتانسیون مزمن را نشان می دهند، بنابراین زنان واقع در دو انتهای طیف سنی تولیدمثل استعداد بیشتری برای ابتلاء دارند. عواملی مثل سابقه هایپرتانسیون مزمن و یکسری بیماری های زمینه ای از جمله دیابت نیز در وقوع پره اکلامپسی مؤثرند. در تفکیک بیماریهای هایپرتانسیو حاملگی توجه به سن بارداری و زمان پیدایش اختلالات هایپرتانسیو کمک کننده است. در دهه اخیر میزان پره اکلامپسی حدوداً 40 درصد افزایش داشته است و افزایش سن زنان باردار و افزایش هایپرتانسیون مزمن در سنین بالاتر را از علل آن ذکر کرده اند. اختلالات فشار خون در دوران بارداری یک علت مهم موربیدیته و مورتالیته مادر و جنین محسوب می شود و عواقب جنینی آن شامل محدودیت رشد داخل رحمی، مرگ جنین داخل رحم و زایمان زودتر از موعد می شود و عواقب مادری از پرفشاری شدید خون، تشنج های بزرگ و صدمه به ارگان های انتهایی ناشی می شود. این اختلالات همچنین به عنوان سومین علت مرگ مادری در اکثر کشورهای جهان شناخته شده اند.

در مواجهه با اکلامپسی و پره اکلامپسی هدف اصلی خاتمه دادن به حاملگی با حداقل تروما به مادر و جنین و به دنیا آوردن نوزاد قابل حیات و برگرداندن سلامت کامل به مادر است. لازم به ذکر است که هزینه های مراقبت از مادران هایپرتانسیو در مقایسه با هزینه واحد مراقبت های ویژه نوزادان برای یک نوزاد پره ترم بسیار ناچیز است. در مطالعاتی که در بررسی فراوانی اختلالات هایپرتانسیو در بارداری صورت گرفته نتایج آماری نسبتاً متفاوتی گزارش شده است که احتمالاً تحت تأثیر اختلافات جغرافیایی و فرهنگی و اشکالات تکنیکی در اندازه‌گیری فشار خون بوده است، در ضمن با وجود چند دهه تحقیق گسترده هنوز چگونگی آغاز یا تشدید هایپرتانسیون در اثر حاملگی حل نشده باقی مانده است و اختلالات هایپرتانسیو هنوز مهمترین مشکل حل نشده در رشته طب مامایی است. با توجه به مسائلی که ذکر شد لزوم مطالعه ای دقیق جهت تعیین فراوانی انواع بیماری‌های هایپرتانسیو در زنان باردار مشخص می شود، از طرف دیگر جهت پیش بینی و مشاهده سیر بیماری در طول زمان لازم است مطالعات مقطعی در فواصل زمانی انجام گیرند.

اهداف پژوهش:

– هدف کلی:

– تعیین فراوانی انواع بیماریهای هایپرتانسیو در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382.

– اهداف جزئی:

– تعیین فراوانی بیماری های هایپرتانسیو به تفکیک نوع در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382.

– تعیین فراوانی بیماری‌های هایپرتانسیو به تفکیک سن در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382.

– تعیین فراوانی بیماری های هایپرتانسیو به تفکیک سن بارداری در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382.

– تعیین فراوانی بیماری های هایپرتانسیو به تفکیک پاریتی در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382.

– تعیین فراوانی بیماری های هایپرتانسیو به تفکیک بیماری های زمینه ای (مثل دیابت) در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382.

سوالات پژوهش:

– فراوانی بیماریهای هایپرتانسیو به تفکیک نوع در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382 چقدر است؟

– فراوانی بیماریهای هایپرتانسیو به تفکیک سن در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382 چقدر است؟

– فراوانی بیماریهای هایپرتانسیو به تفکیک سن بارداری در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382 چقدر است؟

– فراوانی بیماریهای هایپرتانسیو به تفکیک پاریتی در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382 چقدر است؟

– فراوانی بیماریهای هایپرتانسیو به تفکیک بیماری زمینه ای (مثل دیابت) در زنان باردار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1382 چقدر است؟

– تعریف واژگان:

– هایپرتانسیون: زیادی فشار خون به صورت فشار خون سیستولی مساوی یا بیشتر از 140 میلیمتر جیوه و فشار خون دیاستولی مساوی یا بیشتر از 90 میلیمتر جیوه.

– پره اکلامپسی: هایپرتانسیون به همراه ادم یا پروتئینوری یا هر دو که معمولاً بعد از هفته 20 حاملگی ایجاد می شود.

– اکلامپسی: تشنج حاملگی و تشنج غیرقابل انتساب به سایر علل – اضافه شدن تشنج به پره اکلامپسی

– پاریتی: تولد 1 یا چند نوزاد زنده یا مرده که لااقل 500 گرم وزن داشته باشد یا سن حاملگی آنها حداقل 20 هفته کامل باشد.

– نولی بار: زنی که تا به حال زایمان نداشته است.

اختلالات فشار خون در دوران بارداری:

یکی از بیماریهای ناشناخته در علوم مامایی حاضر بیماریهای هایپرتانسیو می‌باشد، تحقیقات بسیاری در این مورد انجام شده است اما هنوز عبارت اتیولوژی ناشناخته در تمامی کتب در این خصوص مطرح است. ادم چشمگیر بدن در طی حاملگی که در برخی موارد با عارضه تشنج همراه می شد، توسط یونانیان باستان شناخته شده بود، در گذشته اصطلاح توکسمی به منظور توصیف اختلالات فشار خونی و بسیاری از اختلالات همراه آن و نیز عوارضی که در بارداری رخ داده اما دلایل آن به خوبی درک نشده بود بکار می رفت. تصور می کردند که این بیماری در اثر گردش توکسین در خون ایجاد می‌شود. تا کنون بیش از 60 نام انگلیسی و 40 نام آلمانی جهت اختلالات هایپرتانسیو بارداری مطرح شده است.

در مامایی نوین اختلالات فشار خون بارداری طیف بالینی از اختلالاتی را در بر می گیرد که از افزایش ناچیز فشار خون تا پرفشاری شدید خون همراه سوء عملکرد ارگان های متعدد متغیر است، این اختلالات شایع هستند و همراه با خونریزی و عفونت تریاد مرگ آوری را تشکیل می دهند. در مجموع این اختلالات %10-5 تمامی حاملگی ها و %20 کسانی را که حاملگی اولشان است را دچار عارضه ساخته است و 40 درصد از زنان با بیماری زمینه ای را متاثر می کند.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش


دانلود پایان نامه درباره سلامت
دسته بندیمحیط زیست
فرمت فایلdocx
حجم فایل22 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

دانلود متن کامل پایان نامه درباره سلامت با فرمت ورد word

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

مبانی نظری و تجربی پژوهش

1- سلامت

از آنجا که سلامت مهم ترین و مناقشه برانگیزترین مفهوم این تحقیق است، بررسی اجمالی فضای مفهومی موجود در مورد آن اهمیت زیادی دارد، به طور کلی تعاریف متعددی از مفهوم سلامت نزد محققان و اندیشمندان رشته‌های پزشکی، بهداشت و جامعه شناسی وجود دارد. این مسئله نشان می‌دهد هیچ شیوه ساده و آسانی برای ارائه تعریف از مفهوم سلامت وجود نداشته و دستیابی به تعریفی که مورد قبول همگان باشد، براحتی میسر نیست.

سلامت بی‌تردید مهم‌ترین جنبه از مسائل حیات انسان به شمار می‌رود که از دوران قدیم ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده است. کسانی نظیر افلاطون که سلامت را به عنوان «هماهنگی میان عملکردهای بدن» و افرادی نظیر جالینوسی که در مقابل سلامت، بیماری را به عنوان «برهم خوردن تعادل» فرض کرده‌اند جزء متقدمینی هستند که به تعریف این مفهوم پرداخته‌اند. همچنین در طول 30 سال گذشته تعداد زیادی از تحقیقات مربوط به سلامت تعاریف متعددی از آن ارائه کرده‌اند. به عنوان نمونه در منابعی نظیر مرکز ملی سلامتی آمریکا، 1964؛ بیلوک، 1971؛ برسلو، 1972؛ الینسون، 1974؛ بالینسکی و برگر،1975؛ کاپلان، 1976؛ ساکت، 1977؛ سازمان بهداشت جهانی، 1979؛ ویر، 1981؛ هیدی و دیگران ، 1985 و … تعاریف گوناگونی از مفهوم سلامت به چشم از می‌خورد (Blaxter,1998:2) که سعی خواهد شد تعاریفی که نزدیکی بیشتری با اهداف تحقیق حاضر دارند مورد اشاره قرار گیرند.

به‌طور کلی در تعاریف پزشکی، سلامت معادل عدم وجود بیماری فرض می‌شود. بنابراین در حوزه دانش پزشکی به جای ارائه تعریف از سلامت عموماً به ارائه تعریف بیماری بسنده می‌شود. یکی از این تعاریف که مبتنی بر پزشکی جدید است بیماری را به عنوان «انحراف متغیرهای بیولوژیک قابل اندازه‌گیری از حد عادی یا وجود اشکال آسیب شناختی طبقه‌بندی و تعریف شده تلقی می‌نماید» (Ibid:3).

دانش دیگری که به ارائه تعریف از سلامت پرداخته است، جامعه شناسی پزشکی است. تعاریف جامعه شناختی از سلامت ضمن مدنظر قرار دادن عوامل بیولوژیک، بر عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانی نیز تأکید دارند. به عنوان مثال منوچهر محسنی معتقد است سلامت از صفات بسیار متنوعی شکل می‌گیرد که عبارتند از : آمادگی برای کار، تغذیه خوب، احساس شادابی و فقدان هرگونه غم و رنج (محسنی، 45:1376).

همچنین سازمان بهداشت جهانی تحت تاثیر تعاریف جامعه شناختی سلامت را «حالت رفاه و آسایش کامل روانی، جسمی و اجتماعی می‌داند و نه فقط فقدان بیماری و نقص عضو»(همان: 45). بنابر تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت را می‌بایست با توجه به عواملی نظیر سن، جنس، جامعه و منطقه زیست و در قالب حدود هنجاری مورد بررسی قرار داد.

2- بیماری

برای تکمیل بحث تعاریف سلامت، ضرورت دارد به مفهوم مقابل آن یعنی بیماری نیز پرداخته شود تعریف بیماری نیز همانند سلامت به سادگی امکان پذیر نیست و برحسب نوع جامعه، مراحل توسعه و مسائل فرهنگی، تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است.

بیماری را در غالب موارد «انحراف از حالت سلامت» تعریف کرده‌اند. به اعتقاد اغلب مردم بیماری حالتی است که تحت تاثیر آن سلامتی انسان به مخاطره می افتد از نظر محیط شناسان بیماری پدیده ای است ناشی از ناتوانی ارگانیسم در ارائه پاسخ همساز به محیط (محسنی، 56:1376)، در حالی‌کمه در انگاره سنتی پزشکی بیماری ضایعه‌ای است در درون بدن انسان که دو نوع شاخص پدید می‌آورد. اول حالتهایی احساسی که بیمار به آن دچار می‌شود و به او هشدار می‌دهد که وضع روبراه نیست که به آنها نشانه ها (symptoms) گفته می‌شود و دوم نشان‌گرهایی که بیان کننده وجود ضایعه آسیب‌شناسانه نهفته‌ای هستند که توسط پزشک تشخیص داده می‌شوند و به آنها علائم (signs) اطلاق می‌شود (آمسترانگ، 1372: 27) .

به طور کلی انواع تعاریف موجود درباره بیماری را می‌توان به شرح زیر طبقه‌بندی کرد:

1ـ تغییر در ساختمان عضو و خارج شدن آن از حالت طبیعی.

2ـ تغییر در وظایف طبیعی جسم و روان.

3ـ پیدایش حالت‌هائی که موجب رنج افراد گردد.

4ـ عدم تعادل روانی و اجتماعی (محسنی ، 1376:57).

ج ـ اعتیاد

اعتیاد (Addiction) واژه‌ای است قدیمی که امروزه به دلیل کاستی‌های آن از اصطلاح «وابستگی به مواد» استفاده می‌شود و وابستگی سندروم بالینی با تظاهرات رفتاری، شناختی و فیزیلوژیک است که باعث می‌شود فرد مصرف مواد را به رفتارهای دیگر ترجیح دهد. که برای تشخیص این وابستگی، حداقل وجود 3 نشانه اول از 5 مورد زیر لازم است:

1ـ افزایش تدریجی مقدار ماده مصرفی لازم برای دستیابی به علائم مصرف آن

2ـ پیدایش علائم ترک در صورت عدم مصرف یا کاهش مقدار مصرف

3ـ تمایل دایم و تلاش‌های ناموفق برای کاهش یا قطع مصرف ماده

4ـ مختل شدن فعالیت‌های اجتماعی، شغلی و …

5ـ تداوم مصرف ماده علی‌رغم آگاهی از عوارض آن.

از طرف دیگر برای تشخیص تخت تاثیر مواد بودن در ادبیات موجود 2 معیار عمده وجود دارد که عبارتند از :

1ـ بروز علایم قابل برگشت و اختصاصی مصرف ماده.

2ـ بروز رفتارهای نامتناسبت یا تغییرات روانی به دلیل تأثیر ماده بر دستگاه عصبی مرکزی

و ـ ترک مواد

ترک حالتی از محرومیت (withdrawal) مصرف مواد است که در اثر آن نشانه‌های زیر بوجود می‌آیند.

1ـ بروز سندروم خاص، بر اثر قطع یا گاهش مصرف ماده‌ای خاص

2ـ بروز علائم کاملا ناراحت کننده و اختلال در کارکد اجتماعی و شغلی بر اثر سندروم فوق.

5ـ درمان

به مجموعه روش‌هائی کحه گفته می‌شود که با هدف دست یابی به شیوه زندگی بددون مواد، کمک به افزایش عملکرد در جبنه‌های محتلف زندگی و پیشگیری از تکرار مصرف (عود) انجام می‌شوند.. درمان اعتیاد معمولاً با محرومیت (قطع یا کاهش مصرف مواد)، استفاده از دارو و روش‌هعای اجتماعی نظیر سخنرانی های آموزنهده، جلسات مشاوره گروهی، ایجاد ارتباط با دوستان غیرمعتاد و کمک گرفتن از خانوغده همراه است از اهداف فرعی شیوه‌های درمانی می‌توان به افزایش انگیزه برای ترک و کمک برای باقی ماندن در ترک نیز اشاره نمود

وـ عود

عود به چند حالت مختلف از برگشت به سوء مصرف مواد گفته می‌شود که عبارتند از:

1ـ بازگشت ناگهانی به مصرف موادی که قبلاً مصرف می‌شده اس.

2ـ فرآیندی که سرانجام به مصرف مجدد مواد منجر خواهد شد.

3ـ افزایش مصرف مواد، نسبت به مقداری که قبلاً مصرف می‌شده است.

معمولاً برگشت به سوإ مصرف مواد تحت تأثیر عواملی نظیر افراد (دوستان و آشنایان معتاد) ، اماکن و اشیاء تحریک حواس پنج‌گانه، تجدید خاطرات، افکار و عواطف، اختلالات روانی و سایر بیماری‌ها و روبروشدن با موقعیت‌های ناگوار صورت می‌پذیرد.

زـ پیشگیری

پیشگیری (prevention) به کارگیری اقداماتی است که منجر به کاهش ابتلای افراد به اعتیاد می‌شود. در واقع پیشگیری موجب کاهش عواملی می‌شود که افراد را در معرض خطر قرار می‌دهند و افزایش عواملی که افراد را از مصرف مواد حفظ می‌کند. مهم‌ترین شیوه‌های پیشگیری عبارتند از:

1ـ آگاه کردن افراد از خطرات و مضرات مواد مخدر

2ـ تقویت فعالیت‌های جایگزینی

3ـ افزایش مهارت‌های زندگی بویژه مهارت‌های حل مشکل

4ـ ارتقای فرهنگی

3ـ مروری بر ادبیات تحقیق

الف ـ نگاهی بر ادبیات مربوط به سلامت

رابطه میان شرایط حیاتی و از آن جمله شرایط اجتماعی و وضع سلامتی و بیماری انسان از دیرباز مورد علاقه بشر بوده است. همین تشخیص ارتباط بین مجموعه عوامل اجتماعی با سطح بهداشت و سلامتی، در نهایت منجر به تشکیل شاخه خاصی در جامعه شناسی به نام جامعه‌شناسی پزشکی شده است.

روند کلی تحول اجتماعی ـ معیشتی در آغاز قرون جدید، دورانی را به وجود آورد که در آن، مسائل متفاوتی در جریان صنعتی شدن کشورها طرح گردید؛ واحدهای تولیدی کارخانه‌ای ، جای کارگاه‌های تک نفری یا کارگاه‌هایی با جمع بسیار محدود را گرفت و بهداشت جمعی کارگران که شرط لازم تداوم تولید کارخانه‌ای است، توجه دست‌اندکاران اجتماعی را به مراتب بیش از پیش به سلامتی و بیماری اکثریت جامعه جلب کرد. در این دوره سرمایه‌داران نوپا عموماً این فهم را یافته بودند که واحد تولیدی برای بازدهی قابل اطمینان تولیدی و اقتصادی الزاماً باید حداق‌های بهداشتی را تأمین کنند تا کارگران و کارمندان بتوانند ارائه‌دهنده خدمات قابل انتظار در عرصه تولید باشند. از تبعات این رویکرد افزایش توجه به مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر بهداشت، سلامتی، بیماری، و رشد بررسی‌ها در زمینه ارتباط میان آن‌ها (رشد مطالعات اجتماعی در باب مسائل پزشکی) بود.

یکی از شخصیت‌های برجسته در این گونه مطالعات در قرن بیستم، آلفرد گروتیان آلمانی است که در کتاب معروف خود به این نتیجه رسید که بسیاری از امراض مهم اجتماعی مشخصاً مزمن هستند و بسیاری از آن‌ها قابل پیشگیری و یا حداقل کنترل پذیرند.

در دهه‌های اول قرن بیستم، تحقیقات اجتماعی در پزشکی به آن درجه از گستردگی و عمق رسیده بود که بتواند مرزهای ملی کشورهای خاستگاه و بویژه آلمان را پشت سر بگذارد. نقش گروتیان در این گسترش بسیار اساسی است. در هرحال این گونه مطالعات در کشورهای مختلف اروپای غربی و شرقی و شوروی (سابق) مطرح شد و رشد کرد.

اما در کشورهای انگلوساکسون ابراز علاقه به پزشکی اجتماعی و مطالعات مربوط به آن، پدیده نسبتاً جدیدی است. ملاحظات و پارامترهای اجتماعی در این کشورها بیشتر تحت پوشش جامعه شناسی پزشکی طرح شده و مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در نتیجه شاید تا حدودی قریب به واقعیت باشد که اروپا را مهد طب اجتماعی، و به طور کلی کشورهای انگلوساکسون ـ رامهد جامعه‌شناسی پزشکی بدانیم. اما فرق اساسی بین پزشکی اجتماعی و جامعه‌شناسی پزشکی به طور خلاصه در آن است که اولی بیشتر جهت‌گیری پزشکی و دومی بیشتر جهت‌گیری جامعه شناختی دارد و به موضوعاتی نظیر تحلیل ساخت اجتماعی، نهادها و الگوها توجه می‌کند.

به هر صورت رشد طبیعی جامعه‌شناسی پزشکی در جهان غرب به علت دو عامل اساسی بوده است: یکی پی بردن به این واقعیت که بسیاری از مسائل موجود در نظام ارائه خدمات بهداشتی جدید اساساً اجتماعی‌اند و دیگری افزایش علاقه خود پزشکی به جبنه‌ها و عوامل اجتماعی بیماری‌های مختلف از قبیل بیماری های روانی، بیماری‌های مزمن و … (آمسترانگ، 1372، ص 25ـ15)

پس از رشد و گسترش مطلاعات مربوط به جامعه‌شناسی پزشکی و پزشی اجتماعی، مطالعات مربوط به وضعیت سلامت و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن به‌طور انبوه در حوزه‌های جغرافیایی گوناگون پیگیری شد.

در واقع اگر زمان تولد جامعه‌شناسی پزشکی را نیمه اول قرن بیستم بدانیم، شکل‌گیری مطالعات مربوط به سلامت عمدتاً در نیمه دوم این قرن بوده است. این موضوع به ویژه در بیست سال اخیر سیر صعودی قابل ملاحظه‌ای را از نظر کمی و کیفی نشان می‌دهد.

محققان بسیاری در طول این سال‌ها کوشیده‌اند تا پس از ارائه یک تعریف عملیاتی ترکیبی از مفهوم سلامت، تأثیر شرایط، واقعیت‌ها و ساختارهای اجتماعی را بر آن بسنجد. به‌طور کلی مطالعات انجام گرفته در این زمینه را در دو طبقه می‌توان جای داد؛ نخست تحقیقاتی که به تأثیر شرایط اجتماعی گوناگون پرداخته‌اند و دوم پژوهش‌هایی که در پی بنیان نهادن چهارچوب‌های نظری و روش‌شناسی جهت سنجش وضع سلامتی جمعیت‌های و گروه‌های مختلف اجتماعی و بیان تفاوت‌های موجود در سطح سلامتی بر حسب متغیرهای اجتماعی گوناگون بوده‌اند؛ همچنین بخشی از مطالعات مربوط به سلامتی نیز در حوزه روان‌شناسی اجتماعی شکل گرفته‌اند.

نمونه‌های مورد مطالعه در طبقه نخست از تحقیقات، عمدتاً بیمارانی بوده‌اند که نوع بیماری آن‌ها (به عنوان نقطه مقابل سلامتی) در ارتباط با متغیرهای نظیر انتخاب اجتماعی (ژاک والن و میخائیل و پلانک) به‌عنوان تبیین‌کننده‌های تفاوت در سلامتی ـ از یک سو ـ و نیز استرس و اتفاقات زندگی (هانس سلی)، انواع شخصیت، توان مقابله با مشکلات (آرون آنتونوفسکی) سلامتی، از سوی دیگر ـ مورد بررسی قرار گرفته‌اند (هرتسلیک، 1376، ص 73ـ 77).

در جامعه‌شناسی پزشکی تأثیرات عوامل اجتماعی بر تندرستی و بیماری در دو مقوله تأثیرات مستقیم و تأثیرات غیرمستقیم مورد بحث قرار می‌گیرد. شواهد موجود از تأثیر غیرمستقیم عوامل اجتماعی در فراهم آوردن تماس فرد با خطرهای جهان فیزیکی ـ زیست‌شناختی حکایت دارد که این تأثیرها، به صورت کلی یا جزیی قابل بررسی است.

در خصوص تأثیر کلی عوامل اجتماعی ، دوبوس (1980) این نکته جالب توجه را که بیماری محصول سوء سازگاری با محیط است مورد بحث قرار داده است. او اعتقاد دارد جوامعی که به تعادل با محیط خود رسیده‌اند. به‌طور کلی از بیماری مبرا هستند و بیماری هنگامی پدید می‌آید که این تعادل به هم بخورد.

اما متداول‌ترین راه بررسی تأثیر مشخص عوامل اجتماعی برحسب خطرهای خاص محیط است. مک‌اون (1979) استدلال کرده است که نرخ بالای مرگ و میر در قرن نوزدهم ـ و به‌طور ضمنی در کشورهای جهان سوم امروز ـ محصول بیماری‌های مبتنی بر میکرو ارگانیسم می‌باشد که در محیطی دارای وضعیت غیربهداشتی و تغذیه‌ای ضعیف، رشد و شکوفایی می‌یابند.

درحالی که هریک از عوامل فیزیکی ـ بیولوژیکی محیطی در علت‌شناسی بیماری اهمیت دارد، درک اینکه تمامی این عوامل در یک متن اجتماعی پدید می‌آیند و عمل می‌کنند نیز مهم است.

اما در زمینه تاثیرهای مستقیم، شاید درک اینکه «خطری غیرجسمی» مانند خطرهای محیطی خاص بتواند موجب بیماری گردد، آسان نباشد. با این همه گاهی به نظر می‌رسد که بیماری، مستقل از هر عامل جسمی پدید می‌آید..

اما در زمینه تأثیرهای مستقیم، شاید درک این‌که «خطری غیرجسمی» مانند خطرهای ناهنجاری جمسمی را در بر می‌گیرد، واضح است که عوامل غیرفیزیکی نیز نقش عمده‌ای را در ناخوشی افراد جامعه بر عهده دارند؛ این امر به نظریه آمادگی عمومی برای ابتلا به بیماری انجامیده است.

در پزشکی، چنین بیماری‌های غالباً عملکردی نامیده می‌شوند، گاه از این لحاظ که به نظر می‌رسد ذهن و روان تاثیری مستقیم بر جسم دارد، نام روان تنی نیز به آن‌ها اطلاق می‌گردد.

این استدلال را می‌توان یک گام جلوتر برد، بدین‌صورت که محیط اجتماعی، هم ذهن و روان را در فرایند «جامعه پذیری» می‌سازد و هم همواره برای فرد منبع حمایت و معنی است. مفهوم آمادگی ابتلا به بیماری در ادبیات موجود، معمولاً برحسب سه مفهوم به هم وابسته همبستگی اجتماعی حمایت اجتماعی و حوادث زندگی مورد بررسی قرار گرفته است.

در زمینه همبتسگی اجتماعی، اثر معروف دورکیم در تقسیم کار اجتماعی زمینه‌ساز تئوری پردازی و مفهوم سازی بسیاری از پژوهشگران معاصر گردیده است: این پژوهشگران با استفاده از فرضیه‌های دورکیم، کوشیده‌اند تا رابطه میان حمایت اجتماعی و بیماری را بیابند.

استدلال آن‌ها این است که اگر یگانگی اجتماعی ضعیف باشد، افراد از حمایت اجتماعی بهره‌ای نمی‌برند و از همین رو بیشتر در معرض بیماری و برعکس .

همان‌گونه که دورکیم نیز در اثر معروف خود «خودکشی» از شاخص‌هایمختلفی نظیر ازدواج، دین و … استفاده کرده است، محققان معاصذ نیز از ازدواج، تماس، ادراک و … به منزله حمایت اجتماعی استفاده کرده‌اند.

در این‌جا جهت عدخم اطاله کلام از تحقیقات مربوط به حوادث زندگی ذکری به میان نخواهد آمد، اما روشن است که حوادث زندگی و حمایت اجتماعی با یکدیگر رابطه دارند؛ بدین‌ترتیب که حمایت اجتماعی فراهم آورنده «ضربه‌گیری» در برابر حوادث زندگی است که در آن تأثیر منفی یک حادثه تا اندازه‌ای توسط پشتیبانی و حمایت اجتماعی خوب خنثی می‌شود. در این زمیه می‌توان به مطالعات پاتریک و همکاران (1986) اشاره نمود (آرمسترانگ، 1372، ص68).

مطالعاتی که تاکنون به آن‌ها شاراه شده است ، عمدتاً از بیماری به عنوان متغیر وابسته استفاده کرده‌اند اما تعداد متنابهی از تحقیقات نیز ـ که عمدتاً مربوط به سال‌های اخیرند ـ سلامت را محور اصلی کار خود قرار داده‌اند. کوشش اصلی این تحقیقات از یک طرف اندازه‌گیری وضع سلامت افراد متعلق به گروه‌ها و رده‌بندی‌های اجتماعی خاص با استفاده از تعاریف چند بعدی و ترکیبی جامعه‌شناسی پزشکی و از طرف دیگر سنجش رابطه متغیرهای اجتماعی و روانی با وضع سلامت بوده است.

سنجش وضع سلامت و تفاوت آن در میان گروه‌بندی‌های جمعیتی (سن ـ جنس و …) سنجش نابرابر ی در وضع سلامت گ روه‌بندی‌های شغلی و پایگاهی، گروه‌بندی‌های نژادی و طبقاتی، گروه‌بندی جغرافیایی و منطقه‌ای، و بسیاری از متغیرهای مستقل دیگر از جمله تلاش‌های به کار رفته در این تحقیقات محسوب می‌گردد. اما آنچه در این گونه پژوهش‌ها حائز اهمیت است، تترکیب متغیرهای مستقل نیست، بلکه نحوه رویکرد به مسئله سلامت از دیدگاه اجتماعی است، زیرا اغلب متغیرهای مستقل در این دسته از تحقیقات در زمره متغیرهای سنتی جامعه‌شناسی محسوب می‌گردند و آنچه آن‌ها را از یکدیگر و از سایر تحقیقات در حیطه پزشکی متمایز می‌سازد، چگونگی سنجش سلامت با استفاده از تعاریف در بردارنده ابعاد بیولوژیک، اجتماعی و روانی است.

از آنجا که شرایط و واقعیت‌های اجتماعی در هر جامعه و ختی در هر گروه اجتماعی متفاوت است بنابراین تعاریف اجتماعی سلامت نیز دامنه تغییرات بسیار وسیعی را از نظر شاخص‌های اصلی و فرعی دارا هستند، هرچند که در بیشتر آن‌ها شاخص‌های اصلی پزشکی و احاماعی مورد توجه قرار گرفته است. در این‌جا شرح مختصر و فهرست‌واری از این گونه تحقیقات و متغیرهای وابسته و مستقل آن‌ها به عنوان مروری بر ادبیات سنجش وضع سلامتی عنوان می‌گردد.

هرچند چنین کاری به خودی خود می‌تواند به عنوان یک موضوع تحقیق مستقل مطرح می‌باشد، اما در واقع هدف از بررسی ادبیات موجود در این‌جا آشناشدن و شناخت شیوه مفهوم سازی در این گونه آثار جهت روشن شدن چارچوب‌های نظری و روش شناختی تحقیق حاضر است. برخی از این تحقیقات عبارتند از:

ـ بررسی تأثیر کار خارج از خانه زنان بر سلامت آن‌ها (آلبر، گیلبرت و دیل، 1985)

ـ زنان، سلامتی، و خانواده (گراهام، 1986)

ـ نابرابری در سلامت و جنسیت (هاوید مانیلا، 1986)

ـ منزلت و طبقه شغلی، انتخاب، و ایجاد نابرابری در سلامت (ایلسلی، 1986)

ـ فقر و سلامت در شهر شفیلد (تانرست1985)

ـ نابرابری در وضعیت سلامت (تانزند، 19821)

ـ نابرابری در وضعیت سلامت مناطق شمالی انگلستان (تانزند، 1986)

ـ نابرابری در وضعیت سلامت در شهر بریستول (تانزند، 1985)

همچنین تعداد زیادی از تحقیقات نیز در عرصه روش‌شناسی به مطالعه و بررسی میزان اعتبار و قابلیت اعتماد روش‌های سنجش وضعیت سلامت و نیز مشکلات و مسائل روش شناختی این اندازه‌گیری پرداخته‌اند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

ـ قابلیت اعتماد و اعتبار داده‌های مربوط به تحقیق فقر و سلامتی آنتونوفسکی (هابرمن، 1969)

ـ وضعیت سلامت، انواع اعتبار، و شاخص‌های رفاه (کاپلان، 1976)

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود



نويسنده : داداش